عيسى رفتند و هر گاه گرسنه ميشدند بوى خبر ميدادند عيسى دست به زمين ميزد و براى هر نفر دو گرده نان بيرون ميشد و چون تشنه ميگشتند دست به زمين ميزد آب برايشان مىجوشيد پرسيدند : اى روح اللَّه كداميك از ما برترين ما است كه تو به همه ما مساوى نان و آب ميدهى . عيسى گفت آن كس از همه برتر است كه بدست خود كار كند و از كسب بازو نان خورد از آن پس حواريان برختشويى زندگى خود را تأمين ميكردند .
وَ مَكَرُوا
: ( مكر كردند ) يعنى كفار بنى اسرائيل بر قتل عيسى تصميم گرفتند .
وَ مَكَرَ اللَّهُ
: ( خدا نيز مكر كرد ) يعنى آنها را بر مكرشان مجازات نمود و مجازات بر مكر نيز مكر ناميده مىشود - در تفسير آمده كه چون قومش او را بيرون كردند پس از چندى با حواريان بسوى ايشان برگشت و آنها را بدين خود خواند و مردم بنى اسرائيل بقتل او كمر بستند و اسباب ريختن خونش را فراهم ساختند و اين بود مكر آنها و مكر خدا اين بود كه آن فردى را كه خواست مباشر قتل عيسى شود به صورت عيسى در آورد تا او را بجاى عيسى حساب كردند و بدارش آويختند و عيسى به آسمان رفت .
ابن عباس در اين باره گويد : چون شاه بنى اسرائيل تصميم بر كشتن عيسى گرفت عيسى بغرفه و بالا خانه خود رفت و جبرئيل او را از آنجا به آسمان برد شاه مردى ناپاك را بكشتن وى فرستاد و چون مرد وارد خانه عيسى شد خداوند او را شبيه عيسى كرد . وى چون عيسى را نيافت بيرون آمد تا به آنها خبر دهد كه عيسى در خانه نيست مردم پنداشتند كه عيسى است پس او را گرفتند و بدار زدند .
وهب گويد : عيسى را اسير كردند و دارى تعبيه نمودند تا بدارش آويزند فضا تاريك شد و خداوند فرشتگان را فرستاد تا بين او و مردم حائل شدند و عيسى را نديدند و بجايش يهودا را كه جاى عيسى را به آنها نشان داده بود گرفتند . به اين ترتيب كه عيسى حواريان را در همانشب جمع كرد و وصيت خود بديشان باز گفت و خبر داد كه يكى از شما قبل از اذان به من كافر خواهد شد و مرا ببهايى اندك خواهد فروخت . حواريان متفرق شدند . ( عيسى به آسمان رفت ) . و يهود پى عيسى ميگشتند يكى از حواريان ( يهوذا ) نزد ايشان شد كه چند به من مزد ميدهيد تا مكان عيسى را بشما بنمايم گفتند 30 درهم