فكر بندگان نيست ( با كثرت اشتباه بندگان و عدم اشتباه در وحى ) اختلاف است و چند قول آمده :
1 - اين كار براى پاك ساختن نفوس ايشان و جلب الفت و رفع كدورت و نگرانى آنهاست و تا بدانند كه پيغمبر بقول آنها اعتماد دارد و بآراء آنها مراجعه مىنمايد . ( از قتاده و ربيع و ابن اسحاق ) .
2 - تا امت در مشاورت به او اقتدا كنند و آن را براى خود نقص و ننگ ندانند . ( از سفيان بن عيينه ) .
3 - اين كار براى تجليل اصحاب بود . ( از حسن و ضحاك ) .
4 - براى امتحان آنها بود تا با مشورت خيرخواه و بد انديش را از هم باز شناسد .
5 - اين مشورت در امور دنيا و نقشههاى جنگ و كيفيت برخورد با دشمن است و در چنين امورى كمك گرفتن از فكر ايشان جايز است . ( از ابى على جبايى ) .
فَإِذا عَزَمْتَ
- چون تصميم قلبى بر انجام و امضاى كار گرفتى . و از حضرت امام صادق ( ع ) حديث است كه : « عزيمت بضم عين » است و بنا بر اين قرائت ، معنى چنين است :
پس چون من براى تو عزم پديد آوردم و ترا به راه صواب ارشاد كردم و توفيق به تو دادم و اراده و صلاح را به تو باز نمودم .
فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
- يعنى به خدا اعتماد كن و امر خود به او واگذار كن .
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
- يعنى خداوند كسانى كه به او اعتماد دارند و از ديگرى دل بر ميدارند و امر خود را بلطف و تدبير او ميسپرند دوست دارد .
و در اين آيه دلالت است بر اختصاص پيغمبر ما باخلاق كريمه و افعال حسنه و از عجائب حضرتش اينكه اسباب بزرگى را بيش از همه دارا بود زيرا نسبش از همه عاليتر بود و مقاماتش از همه والاتر و اشجع و سخىترين و پاكترين و فصيحترين آنها بود ولى در عين حال از همه متواضعتر بود و از تواضع او اين بود كه لباس خود را خود وصله ميزد و نعلين خود را پينه ميكرد و بر الاغ سوار ميشد و دعوت بندگان و بردگان را اجابت