مورد نصرت حق نبوده زيرا كسى را كه خداوند يارى فرمايد مغلوب نخواهد شد و غلبه بحسب مصالح بندگان كه بر خدا معلومست مىباشد . بعلاوه براى اينكه مؤمنان با صبر و پايدارى در راه جهاد در عين ترس از شهادت و عدم اطمينان بر غلبه خود بمقامات ابرار نايل آيند البته اين مطلب كه گاه خداوند نصرت خود را از مؤمنان ميگيرد در ميدان جهاد و پيروزى در جنگ است ولى در دليل و برهان و حجت البته خداوند همواره مؤمنان را يارى مينمايد كه با ادله روشن و دلايل قطعى و محكم آنان را بطريق حق هدايت مىكند و غلبه بر خصم را نصيب ايشان ميگرداند و اگر اين نبود تكليف از طرف خداوند حسنى نداشت .
ابو القاسم بلخى گويد : مؤمنان همواره از جانب حق منصور و مؤيدند اگر در جهاد پيروز شوند كه منصور و غالبند و اگر در جنگ مغلوب شوند از نظر منطق و حجت پيروزند و جايز نيست كه خداوند به هيچ وجه كافر را غالب گرداند .
جبايى گويد : نصرت در مقام پيروزى در جهاد ثواب است ( كه بمؤمنين مىدهد ) زيرا جايز نيست كه خداوند ستمكاران را يارى كند از اينرو كه استعلا و برترى آنها را بر ديگران بوسيله ظلم هرگز اراده نميكند .
ابن اخشيد گويد : بهر حال و در هر حال درست نيست ، نصرت ظالمان و خذلان مؤمنان زيرا خداوند بما امر فرموده كه دستهاى را كه مورد تجاوز واقع شده كمك كنيم گرچه احياناً مستحق ثواب نباشند و اما خذلان و منع از يارى ، خود عقاب است بلا خلاف . و خذلان امتناع از كمك است بر ضد دشمن در موقع حاجت بكمك زيرا اگر به كسى كه از يارى بىنياز است يارى نشود خذلان او نشده .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٣١٨