آن ميشوند با اينكه متقى بر آنها صدق نميكند براى اينست كه مقصود اصلى از آمادگى بهشت متقيان هستند و بقيه بتبع وارد ميشوند .
و نيز گفتهاند : مقصود اينست كه اگر متقيان نبودند بهشت خلق نميشد چنان كه اگر گويى سفرهء مهمانى را براى امير انداختهام گرچه ديگران هم بر آن مىنشينند و براى ديگران هم بر آن غذا نهاده شده مراد اينست كه غرض اصلى از اين سفره امير است و ديگران بطفيل او دعوت شدهاند و اگر او نبود مهمانى نميكردم .
اين جمله دلالت دارد كه بهشت اكنون موجود است زيرا چيزى كه آماده شده باشد حتماً مخلوق و آفريده شده است .
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ
- اين جمله صفت متقيان است و در معنى سراء و ضراء دو قول است :
اول : يعنى در حال تنگدستى و گشادگى و وسعت ( از ابن عباس ) .
دوم : در حال خوشى و اندوه يعنى اين حالات روحى هرگز مانع بخشش آنها نميشود .
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
- يعنى كسانى كه هنگام جوشش خشم آن را فرو مىبرند و از كسانى كه اذيت و ضرر ديدهاند انتقام نميگيرند بلكه صبر پيشه ميسازند .
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
- يعنى كسانى كه از گناه مردم نسبت به خود ميگذرند البته در حدى كه گذشت جايز باشد و اخلال در حق خدا نشود .
و گفتهاند مراد عفو كنندگان از غلام و كنيز ميباشند .
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
- يعنى هر كه چنين باشد كه گفته شد محسن است و خداوند نيكوكاران را دوست دارد به اينكه به آنان ثواب ميدهد و ممكنست احسان صفت جداگانه در رديف صفات قبلى باشد كه شرط تقوى است .
ثورى گويد : احسان اينست كه نيكى نمايى بآنكس كه به تو بد كند ولى نيكى به كسى كه به تو احسان كرده تجارت و مقابله به مثل است .