تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨

ذكر غزوهء احد :

از حضرت صادق ( ع ) روايت است كه : سبب غزوه احد اين بود كه قريش چون از جنگ بدر بازگشتند و 70 كشته و 70 اسير بمسلمين دادند ، ابو سفيان گفت اى مردم قريش زنان خود را اجازه ندهيد بر كشتگان خود بگريند كه اشكهايشان چون فرو ريزد اندوه و دشمنى محمد ( ص ) را از دلهايشان ببرد و پس از جنگ احد بزنان اجازه گريه و ندبه دادند . بهر حال براى جنگ احد 3 هزار سوار و 2 هزار پياده از مكه بيرون شدند و زنان را نيز با خود بردند چون اين خبر به پيغمبر ( ص ) رسيد اصحاب را جمع فرمود و بر جهاد تشويق و تحريكشان نمود . عبد اللَّه بن ابى سلول گفت يا رسول اللَّه از مدينه بيرون نميرويم تا در كوچه‌هاى مدينه با دشمن بجنگيم تا همه اهل مدينه از خرد و كلان و زن و مرد و پير و جوان و قوى و ضعيف همه در راه و از پشت بامها با دشمن جنگ كنند و تا كنون با هيچ دشمنى در داخل مدينه و اندرون حصارهاى خود نجنگيديم مگر اينكه پيروز شديم و در هر جنگى كه از مدينه بيرون رفتيم شكست خورديم . سعد بن معاذ و ديگر اوسيان برخاستند و عرضه داشتند كه يا رسول اللَّه تا كنون كسى از طوائف عرب بر پيروزى ما طمع نكرده در حالى كه مشرك بوديم و اكنون كه تو در بين مايى چگونه طمعى توانند كرد حتماً بسوى دشمن بيرون ميرويم هر كس از ما كشته شود شهيد است و هر كس بماند ثواب مجاهد را دريابد . پيغمبر اكرم رأى ايشان را پسنديد و با جمعى از اصحاب براى سنگر گرفتن بيرون شد چنان كه خداى تعالى فرمايد :
« وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ . . . »
. عبد اللَّه بن أبى سلول از رفتن با پيغمبر خوددارى كرد و جمعى از قبيله خزرج هم با او از جنگ كناره كردند . قريش به احد رسيدند و پيغمبر اكرم قبلا با اصحاب سنگر گرفته بود كه جمعاً 700 تن بودند و عبد اللَّه بن جبير را با 50 تيرانداز بر جلو و عقب شكاف كوه احد گماشت كه كفار از آنجا حمله نكنند و به عبد اللَّه بن جبير و يارانش فرمود اگر ديديد