تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
و از آن شكاف از پشت بمسلمين حمله آورد . قريش كه در حال فرار بودند چون ديدند كه پرچمشان بلند شد بازگشتند و به آن پناهنده شدند و بر مسلمين حمله آوردند . اصحاب پيغمبر ( ص ) كه از جلو و عقب محاصره شده و سرگرم غنايم بودند شكستى سخت بخوردند و رو بفرار نهادند و به دامنهء شكافهاى كوه پناهنده ميشدند . پيغمبر اكرم چون فرار مسلمين را ملاحظه نمود عمامه از سر برداشت و فرمود بسوى من آييد من پيغمبر خدايم بسوى من شتابيد كجا فرار ميكنيد از خدا و پيغمبرش ميگريزيد . از آن طرف هند دختر عتبه زن ابى سفيان بنزد هر مردى از مشركان كه فرار ميكرد ، ميل و سرمه‌دانى مىافكند و ميگفت تو زنى بيش نيستى بگير و خود را بياراى . حمزه عموى پيغمبر بر مشركان حمله ميكرد مشركان چون او را ميديدند سخت از جلويش ميگريختند و هيچ كس را قدرت ماندن پيش روى او نبود . هند به وحشى غلام خود وعده داده بود كه اگر پيغمبر يا حمزه يا على را بكشد چنين و چنان بوى جايزه بخشد و پاداش دهد . وحشى قبلا بنده جبير بن مطعم بود وى نقل مىكند كه اما بر محمد ( ص ) قدرت پيدا نكردم و اما على را ديدم كه به اطراف خود سخت مواظبت دارد و اميدى بر قتل او نيست . ولى براى حمزه كمين كردم و ديدم كه مردم را چون شير پيش انداخته و بر آنها حمله ميبرد . از كنار من گذشت و پاى بر كنار نهرى نهاد پايش فرو رفت و بسر در آمد من در اينموقع حربه خود بر سر دست بتكان آوردم و بسويش پرتاب كردم . حربه بر تهيگاه حمزه نشست و از جلويش بيرون شد و برو در افتاد من جلو رفتم و شكمش را بشكافتم و جگرش را در آورده و براى هند بردم و گفتم كه اين جگر حمزه است . هند آن را در دهان نهاد و در آن بگردانيد ولى خداوند آن را بدهانش چون سنگ سخت گردانيد بناچار آن را از دهان بيرون افكند . پيغمبر فرمود خداوند فرشته‌اى را مأمور ساخت تا جگر حمزه را بجاى خود باز نهاد .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 230 | الشيخ الطبرسي / ستوده / سيد ابراهيم ميرباقري