من در حوض كوثر بر من وارد شوند كه چون ايشان را ببينم كه به من نزديك ميشوند ميگويم :
اصحابم ، اصحابم ! ولى از طرف خدا به من گفته شود تو نميدانى كه پس از ايمان چه كردند .
به پشت و قهقرا يعنى روش جاهليت بازگشتند ( اين حديث را ثعلبى در تفسيرش آورده ) 5 - ابو امامه باهلى گويد : مراد خوارجند و از پيغمبر حديث مىكند كه خوارج از دين بيرون ميروند مثل تيرى كه از پيكان بيرون ميجهد . ( همزه ) در أكفرتم در اصل براى استفهام است و مراد در اينجا تقريع است يعنى « لم كفرتم - چرا كافر شديد » و گفتهاند مراد تقرير است : يعنى همانا كافر شديد .
فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
- اينكه بلفظ ذوق يعنى چشيدن ذكر كرده توسع و مجاز است و مراد اينست كه بنگريد بسرنوشت خود يعنى عذاب الهى كه بواسطه كافر شدن گرفتارش شديد .
وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ
- كه عبارتند از مؤمنان .
فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ
- يعنى در ثواب الهى و بعضى گفتهاند يعنى در بهشت خدايى هستند .
هُمْ فِيها خالِدُونَ
- اينكه كلمه « فى » را تكرار كرده براى اينست كه
« فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ »
داخل شدن ايشان ببهشت را برساند و
« فِيها خالِدُونَ »
ابديت ايشان را در بهشت بيان نمايد و خداوند ثواب را رحمت ناميده و رحمت نعمتى است كه استحقاق سپاسگزارى دارد و هر نعمتى تفضل خدايى است وجه آن هم اينست كه علت ثواب كه تكليف است خود تفضل مىباشد به اين وجه ثواب از راه تفضل است اگر چه خود باستحقاق در مقابل عمل باشد .
و گفتهاند جايز است ثواب تفضل باشد زيرا ثواب بمنزله وفاى بعهد است و خود عهد كردن خداوند به اينكه ثواب و پاداش دهد تفضل است زيرا بر چنين وعدهاى مجبور نبود چرا اكنون كه وعده داده لازمست وفا كند چون خلف وعده قبيح است ولى در عين حال تفضل است .
اما راجع بسپيدى روى دستههاى مذكور مراد سرور و درخشش چهرههاست از خوشحالى كه از درك ثواب و بهشت پيدا مىشود .
و مراد از سياهى روى گناهكاران و كفار آثار حزن و الميست كه بواسطه ديدن عذاب ظاهر مىشود .