بيان آيه 96 - 97
قرائت :
اهل كوفه جز ابو بكر و أبي جعفر حج بكسر ( حا ) خوانده و بقيه ( حج ) بفتح آن قرائت كردهاند .
لغت :
1 - اول هر چيزى ابتدا و آغاز آنست و چيزى كه اول و ابتدا دارد ممكنست آخر هم داشته باشد ( مثل همه اشياء ) و ممكنست نداشته باشد مثل خود واحد كه اول است ( در عدد ) ولى آخر ندارد ( اعداد نامتناهى است ) و نعمتهاى بهشت اول دارد و آخر ندارد .
2 - اصل بكة : بك است بمعنى زحم . و تباك الناس : يعنى ازدحموا ( ازدحام كردند ) پس بكه محل ازدحام مردم است براى طواف و عبارت است از اطراف كعبه در داخل مسجد الحرام .
گفتهاند بكه گفته شده چون گردن جبارانى را كه در آن ستم پيشه كنند درهم ميشكند و بايشان مهلت نمىدهد و بك بمعنى شكستن گردن است .
3 - مكه ممكن است اشتقاق آن مثل بكه باشد و ميم ابدال از با باشد چنان كه گويى ضربة لازب و لازم كه هر دو ( لازم - لازب ) يكى است و ممكنست مشتق باشد از امتك الفصيل : ( يعنى بچه ناقه هر چه در پستان ناقه بود بشدت مكيد بطورى كه هيچ باقى نماند ) و مكه را به اين نام ناميدهاند بواسطه كم آبى ( گويا آبش مكيده شده ) 4 - و بركه در اصل بمعنى ثبوت است مشتق از ( برك . بروكاً و بركاً ) يعنى به حال خود ثابت است و بركت ثبوت و ماندن خير است در حال نمو .
بركة - گودال شبيه حوض كه آب را در خود نگهميدارد از همين ماده است كه