قُلْ
: ( بگو ) اى محمد
تَعالَوْا
( اى اهل كتاب بيائيد ) بشتابيد .
إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ
( بسوى كلمه و مطلب عادلانه و حق )
بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ
( يعنى : بر مبناى عدل است كه هيچ كژى و اعوجاجى در آن نيست چنان كه وقتى گوئيد رجل عدل يعنى مردى عادل كه در او كژى نيست و گفتهاند معناى آن كلمه مستوى بين ما و شما كه عبارت است از ترك عبادت براى غير خدا يعنى :
أَلَّا نَعْبُدَ
إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
در معنى اين جمله اختلاف شده و چند قول است :
1 - عيسى را رب خود قرار ندهند كه عيسى نيز يكى از ماست .
2 - احبار را ارباب خود قرار ندهيم يعنى مثل ارباب از آنها پيروى نكنيم بدليل آيه ديگر كه :
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ »
( پيشوايان و رهبانان خود را بجاى خدا ارباب خود قرار دادند ) .
از امام ششم روايت است كه فرمود آنها احبار خود را نمىپرستيدند ولى احبار هر چه را مىخواستند براى آنها حلال ميكردند و هر چه را مايل بودند حرام مينمودند و قبول همين عمل از احبار ، پذيرفتن آنها بعنوان ارباب بود و نيز روايت شده كه چون اين آيه آمد عدى بن حاتم گفت يا رسول اللَّه ما آنها را نمىپرستيديم حضرت فرمود آيا ايشان بدلخواه خود حرام و حلال درست نميكردند و شما هر چه ميكردند نمىپذيرفتيد ؟ ! گفت چرا يا رسول اللَّه حضرت فرمود : ارباب به همين معنى است .
فَإِنْ تَوَلَّوْا
( اگر اعراض و پشت كردند ) از بندگى حق و توحيد او .
فَقُولُوا
( بگوئيد ) اى مسلمين در برابر اعراض ايشان از حق و براى تجديد اقرار خود به حق و براى مخالفت با آنها .
اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ
( شاهد باشيد كه ما مسلم هستيم ) يعنى نسبت به حق با اخلاص هستيم و بتوحيد اقرار داريم و گفتهاند مسلمون يعنى تسليم و منقاد و مطيع آنچه از طرف خدا بر پيغمبر ما و انبياء قبل آمده ميباشيم و گفتهاند : يعنى بر اسلام پابرجائيم .