تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 754

مساهمون:

ص٧٥٤
جايى نشيند كه مكروه طبع وى باشد .

1845 - حافظ حديث !

« اشعب طماع » را گفتند : تو با اين‌همه طول عمر ، حديثى را حفظ كرده‌اى ؟ در جواب گفت : حديثى را كه من از عكرمه شنيده‌ام و حفظ كرده‌ام ؛ كسى نشنيده . گفتند : بگو . گفت : از عكرمه كه روايت از ابن عبّاس مىكرد ، شنيدم كه حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « خصلتان لا يجتمعان الا فى مؤمن » عكرمه يكى از آن‌دو خصلت را فراموش نموده بود ، من نيز ديگرى را فراموش كرده‌ام .

1846 - اقبال و روىگردانى دنيا

در حديث آمده : آن‌گاه كه دنيا به كسى رو كند ، محاسن ديگران را نيز به دو بخشند و آن‌گاه كه روى گرداند ، محاسن وى را بزدايد .

1847 - قعود

قعود انتقال است از علوّ به سفل . بدين‌جهت كسى را كه پاى از حركت مانده باشد ، « مقعد » گويند و « جلوس » ، انتقال است از سفل به علو . عرب ، « قايم » را « اقعد » گويند نيز « نايم » و « ساجد » را « اجلس » گويند .

1848 - يأس از اعمال

رابعهء عدويه را گفتند : ز چه‌رو اين‌همه ترسى ؟ گفت : از زور يأس از اعمالم .

1849 - نعم و بئس

گروهى گمان كرده‌اند كه « نعم » و « بئس » ، كوتاه‌ترين جملات در مدح و ذم است و البته اين گونه نيست ، بلكه اين‌دو كلمه براى مبالغه در مدح و ذم است ، چنان‌چه خداى تعالى مىفرمايد :
وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
« 1 » و نيز مىفرمايد :
وَ مَأْواهُمُ *
هامش
( 1 ) . سورهء حج ، آيهء 78 . ( . . . و به خدا تمسّك جوييد . اوست مولاى شما ؛ كه نيكوملا و نيكوياورى است . )