3459 - سرودهها
هر شب به هواى خاك پايت * ديده به ره صباست ما را
( نظامى )
* * *
شبهاى هجر را گذرانديم و زندهايم * ما را به سختجانى خود اين گمان نبود
( ناشناس )
* * *
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ * اى عجب من عاشق آن هر دو ضدّ
( مثنوى معنوى )
* * *
به عشوه عاشقى را شاد مىكن ! * مبارك مرده را آزاد مىكن !
ز فردا وز دى كس را نشان نيست * كه اين رفت از ميان ، آن درميان نيست
يك امروز است ما را نقد ايّام * بر آن هم اعتمادى نيست تا شام
( ناشناس )
3460 - سريع الهضم
« مشهور در سوء ترتيب اكل » اينكه : « سريع الهضم را بر بطى الهضم » مؤخر دارى چه سريع الهضم منهضم و تا انهضام غليظ ، راه خروج نيابد پس سريع الهضم ، فاسد و در طبيعت موجب فساد گردد . « نفيسى » در « شرح اسباب و علامات » گفته : سوء الترتيب در نزد بعضى از اطبّا ، تقديم لطيف بر غليظ است ، چه لطيف از لطافت خود و قوّهء هاضمه قعر معده ، قبل از غليظ ، منهضم و ابواب خروج بالضروره منفتح و چيزى از غليظ را نيز قبل الهضم كه سدّه كبد و ماساريقا از آن متولد شود ، جذب خود كرده به امعا رساند ، ليكن اگر غليظ را مقدّم و لطيف را مؤخر دارد ، بديهى است كه قعر معده را قوّهء هاضمه ، پيش از اعلاى معده است چنانكه طعام لطيف به هضم قليل ، منهضم شود غليظ نيز به هضم قوى ، منهضم گشته متكافى و ضررى از آن مترتّب نگردد خلاصه اينكه :
اگر تفاوت هضم لطيف و غليظ به مقدار تفاوت قوّهء هاضمه اسفل معده و اعلاى آن باشد در تقديم غليظ باكى نيست . باز اگر تفاوت در بين هضم لطيف و غليظ پيش از قوّهء هاضمه اسفل و اعلاى معده باشد زمان بين الهضمين آن تفاوت را تدارك كرده تقديم آن فسادى ندارد ، ليكن اگر بين