3421 - در طلب دلخوشى
گر دل خوش مىطلبى زينهار ! * كوش كه دل بر خوش و ناخوش نهى !
( ناشناس )
3422 - مستان يار
خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بينند و گر مرهمش
گدايانى از پادشاهى نفور * به اميدش اندرگدايى صبور
دمادم شراب ألم دركشند * وگر تلخ بينند دم دركشند
نه تلخ است صبرى كه بر ياد اوست * كه تلخى شكر باشد از دست دوست
ملامت كشانند مستان يار * سبكتر برد اشتر مست بار
اسيرش نخواهد رهايى ز بند * شكارش نخواهد خلاص از كمند
سلاطين عزلت گدايان حى * منازل شناسان گمكرده پى
به سر وقتشان خلق كى پى برند * كه چون آب حيوان به ظلمت درند
چو پروانه آتش به خود درزنند * نه چون كرم پيله به خود درتنند
دلا رام در بر دلارام جو * لب از تشنگى خشك در طرف جو
كه آسوده در گوشهء خرقه دوز * كه آشفته در مجلسى خرقهسوز
* * *
به تسليم سر در گريبان برند * چو طاقت نماند گريبان درند
( املح الشعراء شيخ سعدى )
3423 - سزاى عاشق
به تيغ مىزد و مىرفت ، باز مىنگريست * كه ترك عشق نكردى ، سزاى خود ديدى ؟
( ناشناس )
3424 - نيايش
كلام عارف كامل « ابو اسماعيل عبد اللّه انصارى » :
الهى ! آنچه تو كشتى ، آب ده و آنچه عبد اللّه ، بر آب ده . الهى ! ما معصيت مىكرديم و دوست