تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1253

مساهمون:

ص١٢٥٣

3421 - در طلب دلخوشى

گر دل خوش مىطلبى زينهار ! * كوش كه دل بر خوش و ناخوش نهى !
( ناشناس )

3422 - مستان يار

خوشا وقت شوريدگان غمش * اگر زخم بينند و گر مرهمش گدايانى از پادشاهى نفور * به اميدش اندرگدايى صبور دمادم شراب ألم دركشند * وگر تلخ بينند دم دركشند نه تلخ است صبرى كه بر ياد اوست * كه تلخى شكر باشد از دست دوست ملامت كشانند مستان يار * سبكتر برد اشتر مست بار اسيرش نخواهد رهايى ز بند * شكارش نخواهد خلاص از كمند سلاطين عزلت گدايان حى * منازل شناسان گم‌كرده پى به سر وقتشان خلق كى پى برند * كه چون آب حيوان به ظلمت درند چو پروانه آتش به خود درزنند * نه چون كرم پيله به خود درتنند دلا رام در بر دلارام جو * لب از تشنگى خشك در طرف جو كه آسوده در گوشهء خرقه دوز * كه آشفته در مجلسى خرقه‌سوز
* * *
به تسليم سر در گريبان برند * چو طاقت نماند گريبان درند
( املح الشعراء شيخ سعدى )

3423 - سزاى عاشق

به تيغ مىزد و مىرفت ، باز مىنگريست * كه ترك عشق نكردى ، سزاى خود ديدى ؟
( ناشناس )

3424 - نيايش

كلام عارف كامل « ابو اسماعيل عبد اللّه انصارى » : الهى ! آن‌چه تو كشتى ، آب ده و آن‌چه عبد اللّه ، بر آب ده . الهى ! ما معصيت مىكرديم و دوست
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1253 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى