است . هم گفته : اگر معدل النهار و منطقة البروج چنانچه رأى متكلّمين است از اجزاى لا يجزا مركّب و ربع ربيعى معدل بهجز از يك جز طلوع كند ، طالع از منطقة البروج با آن ربع كه يك جزوش كم باشد بيشتر از طالع ربع ربيعى معدل و كمتر از ربع است چه طلوع آن به اربع معدل اتفاق افتاده كه يك جزوش كم بوده و طالع بروج هم كه از ربع كمتر و از معدل بيشتر باشد چون مطالع معدل را يك جز از ربع كمتر بوده و طوالع بروج نيز از يك ربع كمتر و از مطالع بيشتر است لامحاله بايد زيادى او بهقدر جزء باشد پس جزئى كه ملاقى اول سرطان است ، بهخلاف مفروض ، منقسم گردد و اين نكته در نفى جزء اگرچه حسب الصورة مناسب نحن فيه نيست ليكن به حسب ماده مناسب است .
3385 - ابن القرّيه
« ابن القرّيه » ، ضربالمثل است در حفظ ؛ « قرّيه » به كسر قاف و رأى مشدّد كه حوصلهء مرغ را گويند و اسم « ابن قرّيه » ايوب است و بسى از كتبهاى قدما را به عربى نقل كرده و از جملهء مقتولان حجّاج است .
3386 - محفوظ از غضب
در تاريخ « ابن جوزى » مسطور است : چون منصور عزيمت زيارت بيت اللّه نمود ، ربيع را گفت : كسى را به احضار « جعفر بن محمّد عليه السّلام » فرستاده كه او را به زجر و تعذيب نزد من آورده ، به قتلش رسانم . ربيع زمانى تكافل نموده شايد آن سخن فراموش كند . پس ديگر بار به اعادهء مطلب پرداخته ، ربيع ناچار كس را به طلب وى فرستاده به حضور آوردند . منصور گفت : اى دشمن خداى ! خود را بر اهل عراق امام كرده و زكات ايشان را متصرّف شده ، خواهى اخلالى در حكومت من به عمل آورى ؟ حضرت جعفر عليه السّلام گفت : اى امير ! حضرت سليمان عليه السّلام را ملك دادند شكر كرد . ايوب عليه السّلام مبتلا گرديد ، صبور شد . يوسف عليه السّلام مظلوم گشت ، مغفور شد . تو نيز از ايشانى ؛ آنچه سلسله شما را سزد آن كن ! منصور گفت : يا ابا عبد اللّه ! پيش آى ! « خداى تو را جزاى خير دهد » ، پس دست وى را گرفته ، در يكجا نشاند و سر و روى او را مشكاندود كرده وى را جايزه داده و مأذون نموده ، گفت : برو كه در حفظ خدا باشى ! حضرت جعفر عليه السّلام برخواست و ربيع هم از عقب آمده ، گفت : فدايت شوم چه كردى كه از غضب محفوظ ماندى و در هنگام حضور چه گفتى ؟