3378 - بردى و بريص
« بردى » ، نهرى و يا وادى است در شام و مؤنث است ؛ چنانكه : صاحب « كشّاف » عند قوله تعالى :
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ
« 1 » نص به آن كرده ، گفته : به آنكه اصحاب محذوف و صيب قائم مقام او است جايز است ضمير « يجعلون » راجع به « اصحاب الصيب » شود ، صحّت اين از قول حق تعالى كه فرموده :
أَوْ هُمْ قائِلُونَ
« 2 » عيان مىشود در سقوط لفظ معنى محذوف باز باقى است .
3379 - طريق بندگى
اى ز تو قوّت بيان ، نطق سخنسراى را ! * وى ز تو عقدهها به دل ، عقل گرهگشاى را !
در طلب تو چون كند طىّ مكان عشق ، دل ؟ * همسفرى كجا رسد ، عقل شكستهپاى را ؟
محمل راه عشق را دل ز فغان ، دراى شد * هرزه دراى نشنود بانگ چنين دراى را
چون ز جهان برون بود ساقى مجلس بقا * نام كسى چرا بَرَد جام جهاننماى را ؟
كام مده ! مرا دگر ذوق ز لذّت جهان * تا نكند دل آرزو زهر شكرنماى را
نيكى ! اگر برد كسى ، پى به طريق بندگى * سجدهء شكر كم بود تا به ابد خداى را
( مولانا نيكى ) « 3 »
3380 - تلاش براى دنيا و آخرت
در حديث است : « براى دنيا به اندازه سكونت در آن و براى آخرت نيز به اندازهء سكونت در آن تلاش كن » .
3381 - اشتها
و نيز در حديث است : « مؤمن با اشتهاى خانوادهاش مىخورد و منافق خانوادهاش به اشتهاى او مىخورد » .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 19 . ( . . . و از [ غرّش ] ، صاعقهها انگشتان خويش در گوشهايشان كنند . . . )
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 4 . ( . . . يا در خواب نيمروز . )
( 3 ) . زين الدّين مسعود - متخلّص به « نيكى » ، از شاعران قرن دهم است كه به سال 1000 درگذشته است . ( م )