3069 - بگريخته
در كوى فنا اگر درى يافتمى * يا خود به عدم رهگذرى يافتمى
بگريختمى هزار منزل ز وجود * گر سوى عدم راهبرى يافتمى
( ناشناس )
3070 - بىحوصله
ما را هنوز حوصلهء لطف يار نيست * آن به كه ناله در دل او كم اثر كند
( ناشناس )
3071 - علما و اغنيا
ابن الصلاح شهرزورى در « تاريخ الحكما » گفته : از « فيثاغورث » سؤال نمودند : چرا علما به خانهء اغنيا روند و اغنيا به خانهء علما نيايند ؟ در جواب گفت : علما به ثروت و غنا ، عالم و اغنيا به فضل علما جاهلاند .
3072 - اعتماد به دعا
يكى به جربى گفت : چرا جرب را به دوا از خود معالجه نمىكنى ؟ گفت : پيرزنى صالحه در خانه دارم بر دعاى او اعتماد كردهام ؛ گفت : آن به ، كه از قطران چيزى بر دعاى او افزاى .
3073 - غلبهء ترس
در يكى از كتب تاريخى است : يكى از اعراب را تب و لرز عارض شده ، گفت : اى تب ! مگر از ارباب ثروت و غنا عدول نموده به من دچار شدهاى ؟ بنگر تو را چگونه از خود ممنوع و به ديگرى رجوع كنم . هنگام ظهر در شدت حرارت هوا خود را عريان و روغن زيتون بر بدن طلا كرده بر ريگ گرم غلتيدن گرفت تا عرق كرد و تب زايل شد . فرداى آن شنيد كه امير وى ديروز محموم شده گفت : قسم به خداى كعبه تبى است كه من آنرا جهت وى فرستادهام در زمان از خوف غلبه گريزان گرديد .