3065 - اعشى
« اعشى » شاعر مدمن الخمر بوده ؛ از اشعار او است :
و كاس شريته ذالّذة * و أخرى تداويت منها بها
* * * پيمانهاى شراب براى لذت نوشيدم و با پيمانهاى ديگر پيمانه نخست را درمان كردم .
اعشى در ميخانه فارس متوفّى شده از سبب موت وى پرسيدند . يكى گفت : « منها بها » او را كشت .
3066 - شراب و زنا
زن يكى از اعراب به ميان قومى رفته ، به شرب خمر مشغول بودند وى را هم مكلّف داشته آن عورت دو سه جام دركشيد بعد از زمانىكه نشأت ظهور كرد ، گفت : نسوان شما از اين شراب مىنوشند ؟ گفتند : آرى . پس گفت : به ربّ كعبه مجموع ايشان فاحشهاند و كس نمىداند پدرش كيست .
3067 - حقنه
« راغب » در « محاضرات » مذكور نموده : لو تكين كه يكى از وزراى بغداد بود ، به علّت قولنج گرفتار شده ، معالجه را طبيب منحصر به حقنه يافته ، گفت : حقنه چگونه است ؟ طبيب شروع به بيان نموده كه وسيلهاى است كه در مقعد گذارند . لوتكين گفت : در مقعد كه نهند ؟ طبيب از خوف گفت : در مقعد من !
3068 - شراب عشق
خوش آن كو جز مى و ساغر ندانست * در اين ميخانه بام از در ندانست
كسى ذوق از شراب عشق دريافت * كه سر از پا و پا از سر ندانست
دلم بالاى او را سرو روان گفت * كز آن تشبيه بالاتر ندانست
( آذرى )