اضمنتم امر جيرتكم * ثم ما امنتم سبيلا
( ابن عبد الجليل اندلسى )
* * * آيا او عشق را ترك خواهد كرد ؟ درحالىكه همراه با آن پير و سالخورده شده است . عاشق زيبارويى شده و از آن زمان كه پاىبند اوست ، روى آرامش را نچشيده و از منش كسانىكه طعم دوستى را چشيدند و آنرا بدرود گفتند ، بيزار است . اى ملامتگران ! واى بر شما ، كه من به ريشخند شما مشغولم ، گوش من از ملامت شما سنگين است ولى از عشق سنگين نيست ، آواهاى آرام را مىشنود و ريشخند را هرگز . از بد حادثه چشم من نگاهى كرد كه آن نگاه در نهايت ، او را خواهد كشت ؛ به نيكرويى كه مانند ندارد و مرا در عشق مثالزدنى كرد . حق را از كف من ربود و مرا جادويى كرد كه باطلالسحرى ندارد ؛ گمان ورزيد كه چون مرا به آتش كشيده ، او را نيز خواهم سوزاند . اى شرفاى قوم ؛ چونان شمايى امور عظيم حادث شده را جبران مىكند ، ما در جوار شما سكنى گزيديم و آنرا شكرانه گفتيم ، سپس با آهوانتان مواجه شديم و هول و هراس بر ما چيره شد . آيا امر اين همسايه را به انجام مىرسانيد ، به ويژه كه راه را امن نكرده بوديد ؟
3020 - در كوى عشق
اى دل ! به كوى عشق گذارى نمىكنى ؟ * اسباب جمع دارى و كارى نمىكنى ؟
مىدان به كام خاطر و گويى نمىزنى * باز ظفر به دست و شكارى نمىكنى ؟
اين خون موج كه مىزند اندر جگر * در كار رنگ و بوى نگارى نمىكنى ؟
گر ديگران به جان ، غم جانان خريدهاند * اى دل ! تو اين معامله بارى نمىكنى ؟
مشكين از آن نشد دم خلقت كه چون صبا * بر خاك كوى دوست گذارى نمىكنى ؟ !
( خواجه حافظ )
3021 - پيشتاز
حضرت على بن ابى طالب - كرم اللّه وجهه - ، در محاربات ، « محمّد بن حنفيه » را پيشتاز مىنمود و مىگفت : محمّد پسر من ، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام پسران حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله هستند .