تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1144

مساهمون:

ص١١٤٤

3025 - عطا و وفا

دل به بيداد نهاديم ، عطاى تو كجاست ؟ * با خود از جور نناليم ، وفاى تو كجاست ؟

3026 - يا قريب

مولانا « نظام الدين نيشابورى » در تفسير كريمهء :
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ
« 1 » گفته : ذرّه از ذرّات عالم نيست كه نور الانوار بر آن‌ها محيط و غالب نباشد و به جميع ذرّات از وجود ايشان به ايشان قريب‌تر است ؛ ليكن نه به مجرد علم فقط و نه به معنى صنع و ايجاد فقط بلكه به نوعى كه به قول منكشف نشود و تعبير دادن از بعضى از آن در نزد جهّال موجب شنات است .

3027 - بالاترين فلك

« علّامه » در « تحفه » مصرّ است بر اين‌كه : فلك زهره بالاتر از فلك شمس است و مولانا « غياث الدّين كاشى » در رسالهء « سلم السما » متصدّى دفع كلام علّامه شده است .

3028 - جذبه

اوليا چهار قسم‌اند : يكى سالك محض و دوم مجذوب محض و سوم سالك مجذوب كه در سلوك مقدم بر جذبه باشد چهارم مجذوب سالك كه برعكس سالك مجذوب است و جذبه از جذبات حق مساوى عمل ثقلين است .

3029 - ناگزير

خون‌ريز بود هميشه در كشور ما * جان عود بود مدام در مجمر ما دارى سرما و گرنه دور از بر ما * ما دوست كشيم ، تو ندارى سرما
* * *
صبر طلب مكنندم از دل شيدا * همچو خراجى كه بر خراب نويسند
* * *
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 186 . ( و چون بندگان من از تو دربارهء من بپرسند ، همانا من [ به آن‌ها ] نزديكم . . . . )