تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1143

مساهمون:

ص١١٤٣

3022 - منزلت فرزندان

« محمّد بن حنفيه » را گفتند : چرا پدرت در حروب با تو شرط سماحت به‌جاى آرد و از برادرانت دريغ كند ؟ گفت : من پدر را به منزلهء دست راستم و ايشان به منزلهء چشم ؛ دفع مضرّت از چشم ، به دست راست مىتوان كردن .

3023 - شب‌رو

تفسير حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله را كه فرموده : « من خاف ادلج و من ادلج بلغ المنزل » گفته‌اند : كسى كه از خدا و يوم الحساب انديشناك باشد ، لاجرم در ايام شباب و اوان سياهى مو ، سعى بلغ در عبادت به عمل آورد و چنان‌كه شيب را مكنّى به صبح نموده‌اند شباب را مكنّى به دلج كرده كه معنى « شب‌روى » است و نيز قول عرب را كه گفته : « عند الصباح يحمد القوم السرى » چنين تفسير كرده‌اند كه در ايام پيرى مىستايد طاعتى را كه در ايام جوانى كرده است . چه خوش گفته « سراج وراق » :
و قالت يا سراج علاك شيب * فدع لجديده خلع العذار فقلت لها نهار بعد ليل * فما يدعوك أنت إلى النفار فقالت قد صدقت و ما سمعنا * بأضيع من سراج في نهار
( سراج ورّاق ) * * * مرا گفت : اى سراج ! موهاى سرت سفيد شده‌اند پس چاره‌اى بنما . پس گفتم : روزى است كه بعد از شب تاريك ، روشن شده است ، پس تو را چه شده كه از من دورى مىگزينى ؟ گفت : راست گفتى و ما نشنيده بوديم به چيزى كه از اين ضايع‌تر و تباه‌تر باشد كه چراغى را در روز روشن كنند .

3024 - خوبترين

ندانم در اين دير مينوسرشت * مسلّم چرا شد بقا بر بهشت از اين خوبتر خود نشايد دگر * تو گو ؟ مىتوان خوبتر خوبتر
( نظامى )