2915 - سپاس
شكرتك أن الشكر للعبد نعمة * و من يشكر المعروف فاللّه زائده
لكل زمان واحد يقتدي به * و هذا زمان أنت لا شك واحده
( بحترى )
* * * تو را سپاس مىگويم كه سپاسگزارى براى بنده نعمتى است و هركه سپاس نيكى را بگذارد خدا آن نيكى را افزون خواهد كرد ، در هر زمان يكى هست كه مردم به او اقتدا كنند و اكنون بدون شك زمان تو به تنهايى است .
2916 - مقبل يا مدبر
اگر مرگ ، خود هيچ لذّت نبخشد * همين وارَهاند تو را جاودانى
اگر مقبلى ، از گران قلتبانان * اگر مُدبرى از كران قلتبانى
( حكيم سنايى غزنوى )
2917 - ميل كلى
فاضل علّامه ، « مولانا نظام الدين اعرج نيشابورى » ، در شرح « مجسطى » ذكر نموده كه ميل كلى به اتفاق فرق هند به رصدى كه در سند معمول و در نزد قدما شايع است ، بيست و چهار جزء است ؛ بعد از آن « بطليموس » ما بين انقلابين را چهل و هشت درجه بيشتر از ثلث درجه و يا كمتر از ربع درجه يافته ، « ابرخس » موافق او است . پس از آن به رصد مأمون كه مشهور به « ثمانيه » و با رصد « ابن موسى بن شاكر منجّم » موافق است ميل كلى را « كج له » يافتهاند . بعد از آن « ابو الحسين صوفى » به حلقهاى كه قطر آن ده ذرع و مسمّى به « حلقهء عضديه » بوده رصدى بسته و بتانى و « ابو الوفاى بوزجانى » و « ابو حامد اصفهانى » در بغداد ميل كلى را به قليلى كمتر از آنكه به حلقهء عضديه موجود بود ، يافتند . پس « ابو محمود خندى » در ايام « فخر الدوله » به آلتى كه قطر آن هشتاد زرع و به سدس الفخرى موسوم بوده مرا صدهء ميل كلى را يك درجه و چند دقيقه يافته و ثوانى را نيز به همان آلت ادراك نموده « كج لب كا » و در مراغه به روزگار ما نيز مرا صده شده بيست و سه درجه و نصفى بوده ليكن شارح در آخر مبحث از محدّثين مذكور نموده كه ميل كلى را مساوى آنچه « بطليموس » گفته يافته است .