برداشت و بر چشمها گذاشت و گفت :
ما ذا على من شمّ تربة أحمد * أن لا يشم مدى الزمان غواليا
صبت علي مصائب لو أنها * صبت على الأيام صرن لياليا
* * * بر كسىكه تربت احمد صلّى اللّه عليه و إله را ببويد چه باك ، اگر در طول زمان هيچ خوشبويى را نبويد ، همانا بر من مصيبتهايى رفت كه اگر بر روزها مىرفت شب مىشد .
2810 - امّى
« امّى » : كسى را گويند كه بنويسد و به امّت عرب هم كه منسوب است از عدم خط است و وصف حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله به « امّى » ازاينرو است و يا از جهت منسوب بودن به « امّ القرى » است كه اهل مكّه به امّى مشهور هستند .
و هم جايز است كه « امّى » را منسوب به « امّ » سازند ؛ يعنى باقى امّت بر حال ولادت چنانچه ولد در حالت ولادت كتابت نمىداند ؛ حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله نيز نوشتن ندانسته ، بيان قول ما كه مىگوييم امّى اين سه وجه است .
* بدانكه ، چنانچه بىنوايان از اكسير ، محروم و وجود آن منحصر به خزانهء اعاظم و اشراف است ، اكسير سعادت نيز منحصر به خزانهء ربوبيّت و در نزد فردى از افراد ، صورت امكان ندارد و خزاين حق جلّ و علا ، در آسمان جواهر مجردهء ملكيّه و در زمين قلوب انبيا و اولياست پس هر كه آن اكسير را از غير ايشان طلبد ، از صراط مستقيم منحرف شده . آخر امرش غشّ و تمويه است در روز جزا افلاسش ظاهر و حقيقت حالش باهر خواهد شد سزاست كه به كريمه
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 1 » مخاطب شود ، حقتعالى كه از فرط رأفت و رحمت يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر را بر عباد مبعوث گردانيد ، محض از براى اين بوده كه ايشان را نسخهء اين اكسير بياموزد و به طريقى دلالت كند كه و اصل بدان امر جليل شوند و در اين بعثت بر سبيل تمدّح فرموده :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 2 » مراد تزكيه ، تطهير امّيين و ابعاد ايشان
هامش
( 1 ) . سورهء ق ، آيهء 22 . ( . . . اينك از تو پردهات را برداشتيم ؛ پس ديدهات امروز تيزبين است . )
( 2 ) . سورهء جمعه ، آيهء 2 . ( اوست آنكه در ميان درسناخواندهها ، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها مىخواند و پاكشان مىسازد و كتاب و حكمتشان مىآموزد و حقا كه از پيش ، در ضلالت آشكارى بودند . )