تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 971

مساهمون:

ص٩٧١

2480 - پابسته

حجّاج ، از پيرى سؤال كرد : در خوردن چگونه‌اى ؟ گفت : اگر بخورم سنگين شوم و اگر نخورم ضعيف . گفت : در مباشرت چه سانى ؟ گفت : اگر نزديكى با زن كنم عاجز گردم و اگر دورى كنم ، آرزويم غلبه كند . ديگربار گفت : خوابت چه‌سان است ؟ گفت : به مجمع در خوابم و در خوابگاه بيدار . باز پرسيد : در مشى چگونه‌اى ؟ گفت : مو پابستم مىشود .

2481 - توصيف دلنشين

« امّ معبد » اوصاف حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله را بيان نمود ؛ يكى وى را گفت : چرا توصيف شما از توصيف ما دلنشين‌تر است ؟ در جواب گفت : ندانسته زن كه فكرى را در مرد كند ، از فكر مرد ثاقب‌تر است .

2482 - پيرى

از « ابو عينا » پرسيدند : در چه حالى ؟ گفت : در درد هرم و شيبم كه جميع مردم تمنّاى آن دارند ؛ يعنى : پيرى .

2483 - جام پرشراب

كأنّ إبريقنا و الراح في فمه * طيرا تناول ياقوت بمنقار
( ابن معتز ) * * *
جامى دهان گشوده ، دهانى پر از شراب ، * گويا پرنده‌اى است كه ياقوت مىبرد .
* يكى از شعراى فارسى زبان اين مضمون را بهتر از او سروده :
صراحى شد به چشم مست و هشيار * چو طوطى سبزرنگ و سرخ منقار

2484 - گمان نيكو

يكى از وزرا گفت كه بر كفنش بنويسند : الهى ، گمان نيكوى مرا در حقّت محقق ساز .