بن حسين شاعر » كه به طعن شرايع متّهم بود چون متوفّى شد دستش فشردگى و انقباضى داشت غسّال كه آنرا باز كرده رقعهاى در آن يافت ؛ رباعى چنين بر آن مكتوب بود :
نزلت بجار لا يخيب ضيفه * ارجّي نجاتي من عذاب جهنم
و إنّي على خوفي من اللّه واثق * بإنعامه و اللّه أكرم منعم
* * * به پناهگاهى درآمدم كه مهمان خويش را نااميد نمىسازد . اميد است كه مرا از عذاب دوزخ برهاند . با آنكه از خدا مىترسم ، به انعام او اميدوارم و خدا بهترين نعمتدهندگان است .
2473 - مهمانى كريم
در « كامل التواريخ » در وقايع سال ششصد و سه مذكور است : در سرزمين بغداد دو جوان متعاشر كه عمر هريك از ايشان قريب به بيست سال مىشد ، بودند . يكى از ايشان به آن يكديگر گفت : خواهم كه تو را به اين كارد شربت نيستى چشانم ؛ سر كارد را اشاره به آن جوان نموده به جوف شكم فرو رفت و به همان زخم جان به جانآفرين سپرد . قاتل بعد از وقوع مقدمه فرار نموده پس از زمانى او را گرفته و حكم به قتل او نموده در آن زمان كه قابض ارواح به قبض روحش مىپرداخت ، نفسى مهلت طلبيده تا اين اشعار را به قلم درآورد :
قدمت على الكريم به غير زاد * من الحسنات و القلب السليم
و سوء الظنّ إن يعتد زاد * اذا كان القدوم على كريم
* * * بدون توشهاى از حسنات و قلبى سليم به ديدار كريم مىروم و هركس كه به ديدار كريم رود و با خود توشه بردارد ، به كريم سوء ظن برده است .
2474 - درجات ايمان
از « محمّد بن عبد العزيز » مروى است : « ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد صادق » وى را گفته كه ايمان به منزله نردبان ده درجه است آنكه در درجه اسفل است ، آن را كه در درجه دوم است نبايد گفت كه رتبه و منزلتى ندارى تا به دهم درجه نرسى و به پايين مينداز كسى را كه مرتبهاش اسفل از مرتبهء تو باشد كه تا وى نيز در علوّ مرتبه بر تو ، تو را به پايين نيندازد و كسى را كه اسفل از توست دستگيرى كن و به رفق و مدارا به نزد خود مرفوع دار و بار گرانى بر وى مبند كه پشت وى