2461 - مژگان
چو از مژگان فشانى قطرهء آب * چو آتش افكند در جان من تاب
ز معجزهاى حسن تست دانم * كه از آب افكنى آتش به جانم
( از منظومهء « يوسف و زليخا » ى جامى )
2462 - شاهد بر يهود
« عباس بن معلى كاتب » ، به « قاضى بن قريعه » نوشت كه : چه گويى يهودى و نصرانيه را كه زنا كرده و پسرى متولد شده باشد ؛ چشمش چون چشم آدمى و سرش چون سر گاو . قاضى در جواب نوشت : اين از عدل شهود است يهوديان را ؛ چه ايشان را چندان حبّ گاو و گوساله در دل است كه از ايور ايشان خارج شود هردو تن را بالاى هم بر زمين بخوابانند سر پسر را كه شبيه سر گاو است بر يهود متصل و چشمش را بر زن مرتبط سازند و ايشان را بدين هيئت بر روى زمين كشند و بگويند
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ .
« 1 »
2463 - فار التنور
مروى است كه مهلب بن صفر كه بديعه مطرب را به عقد خود درآورده در وقت مباشرت ، بديعه را حيض عارض شده گفت :
فارَ التَّنُّورُ
« 2 » مهلب گفت :
سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ
« 3 » بديعه خواند
لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ .
« 4 »
2464 - جنّات نعيم
دارد ز خدا خواهش جنّات نعيم * زاهد به ثواب و من به اميّد عظيم
من ، دست تهى مىروم ، او تحفه به دست * تا زين دو ، كدام خوش كند طبع كريم
( محتشم كاشانى )
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 40 . ( . . . ظلماتهايى است كه بر روى يكديگر قرار گرفته است . . . . )
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 40 . ( . . . تنور جوشيدن گرفت . . . . )
( 3 ) . همان ، آيهء 43 . ( . . . به زودى به كوهى پناه خواهم برد كه مرا از آب در امان نگه دارد . . . . )
( 4 ) . همان . ( . . . هيچ نگاهدارندهاى نيست مگر كسىكه [ خدا بر او ] رحم كند . . . . )