2447 - تنهايى
ما فى زمانك من ترجو مودته * و لا صديق اذا جاء الزمان وفا
فعش فريدا و لا تركن الى أحد * ها قد نصحتك فيما قلته و كفى
( الصاحب )
* * * در روزگار تو كسى نيست كه از او اميد دوستى داشته باشى و دوستى كه چون وقتش آيد با تو وفا كند ؛ پس به تنهايى زندگى كن و به هيچكس ميل نكن ، تو را نصيحتى كردم كه برايت كفايت مىكند .
2448 - خطاپوش
يكيك هنرم بين و گنه دَهدَه بخش ! * جرم من خسته ، حِسبة للّه بخش !
از باد فنا آتش كين بر مفروز ! * ما را به سر خاك رسول اللّه بخش !
( ابن سينا )
2449 - برد العجوز
وجه تسميهء ايّام آخر زمستان به « ايّام العجوز » آن است كه : پيرزن كاهنى خبر داده : در فلان روز سرمايى واقع شود ، قوم سخن او را مسموع داشته تا كه در روزى كه گفته بود ، برودت عظيم اتفاق افتاده ، مزارع ايشان مجموع به تلف رفت پس آن روز را كه پيرزن گفته بود موسوم به « برد العجوز » نمودند .
« جار اللّه علّامه » در « ربيع الابرار » مذكور نموده : چون « عجز » به معنى آخر است و آن برودت نيز در آخر زمستان است بدانجهت مسمّى به « برد العجوز » گشته ؛ ديگرى گفته : پيرزنى از پسران خود دستورى خواست كه شوهر كند پسران با وى عهد كردند كه اگر امروز و امشب روى و در بيرون مانى تو را شوهر دهيم . پيرزن قدم در صحرا هشته چندان برودت بر وى غلبه كرد كه آتش عمرش افسرده گشت پس آن روز را به « برد العجوز » موسوم ساختند .
2450 - تصرف در اجرام
اصحاب نفوس قدسيّه به تأييدات الهيّه ، تصرّف در اجرام ارضيّه و سماويّه مىكنند . حضرت