يكى آنكه صفحهء مثلث از اجسام ثقليه يا مس و يا غير آن بساز و در دو گوشهء آن ، دو لبنه چون لبنهء عضادهء اسطرلاب قرار ده و در موضع عمود آن ، يعنى در حاق وسط لبنتين شاقولى بياويز و رشتهاى را كه طول آن پانزده زرع باشد ، از ثقبتين لبنتين بگذران و صفحه را در وسط حقيقى رشته جا كن و سرهاى رشته را هريك به چوبى كه راست و فمى نداشته باشد ، ببند و چوبها را و يك به يكى داده ، در مكانىكه مظنّهء مجرى آب است ، به نحوى كه بعد بين ايشان به مقدار طول رشته باشد ، بر زمين بگذارند . پس بنگر اگر شاقول از گوشهء اسفل صفحه تخلّف نكرد و زمين مستوى و پست و بلندى ندارد . اگر از گوشهء اسفل تخلّف نمود ، به هرجانب كه ميل كرده ، پست است . از جانب علو رشته را به مقدار اينكه شاقول بر گوشهء اسفل قرار گيرد ، از چوب منحط كنند و مقدار نزول آن را در خاطر دارند و همچنين تا به انتهاى كار عمل نمايند . بعد از آن هبوط و صعود را جمع نموده ، كم را از بسيار اخراج نموده ، باقى تفاوت مكانين است در ارتفاع و اگر مساوى باشند ، آمدن آب به آسانى ميسّر نيست . ديگر كه از صفحه مستغنى شوى ، اين دست اندوبه را به جاى صفحه قرار داده و آب در ميان آن بريز ، اگر از هرجانب آن يكسان به زمين ريخت ، مساوى است و الّا هم به طريقى كه گفتيم ، عمل كن تا بر تو معلوم شود .
2331 - محاسبهء عمر
« توبة بن صمة » ، روزان و شبان ، اكثر اوقات در حساب سال و ماه عمر خود بوده است . روزى سال عمر خود را شمردن گرفته ، به شصت رسيد و روزهاى عمر را برشمرد ، بيست و يك هزار و پانصد روز شد ، صيحه زد و گفت : اى واى ! نروم نزد مالك دوزخ مگر با بيست و يك هزار و پانصد گناه .
2332 - نفع برادرى
« بزرگمهر » گفت : كسىكه برادرى نداشته باشد كه امورات وى را مترصّد گردد و در شدّت مال و نفس از وى دريغ ندارد ، آنكس خود را زنده نشمارد .
* حكيمى گفته : دفع مرارت حيات از حلاوت اخوان ثقات است .
2333 - صديق مورد اعتماد
هم ايشان گفتهاند : كسىكه دوستى به دست آرد كه بر وى افشاى سرّ خود بتواند ، گوييا نايل به