تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 912

مساهمون:

ص٩١٢

2309 - مكتوب بزرگ

يكى از بزرگان به دوستى نامه نوشته ، از او وامى طلب كرد . پاسخش داد كه من تنگدست ، بدحال و نيازمندم . پس بزرگ او را نوشت : اگر راست گويى ، خدا تو را دروغگو كند و اگر دروغ‌گويى ، خدا تو را راستگو كند .

2310 - خواب و خيال

اين شعر به مجنون نسبت داده مىشود و در آن اثرى از معنويات است :
و إنّي لأستغفي و ما بي غفوة * لعلّ خيالا منك يلقي خياليا و أخرج من بين البيوت لعلّني * أحدث عنك النفس باللّيل خاليا
* * * و همانا من خود را به خواب و چرت مىزنم ؛ درحالىكه هيچ‌خوابى ندارم شايد كه خيال و فكر من ، خيال تو را ملاقات نمايد . و از ميان خانه‌ها خارج مىشوم ، شايد كه شبانگاه با خود از تو به تنهايى سخن بگويم و فارغ از همه افراد و مكان‌ها فقط با تو و در درون خود سخن بگويم .

2311 - ترانهء محبوب

لقد غنّى الحبيب لكلّ صبّ * فإين الراقصون على الغناء
( سودى ) * * * همانا محبوب يگانه به ترانه‌خوانى براى هرعاشقى مشغول است ؛ پس كجايند آنان‌كه به اين آوازها و ترانه به وجد آمده و سماع كنند ؟

2312 - روزى مقتسم

اذا جمعت بين امرءين صناعة * و أحببت أن تدري الذي هو أخذق فلا تنفقّد منهما غير ما جرت * به لهما الأرزاق حيث تفرق فحيث يكون الجهل فالرزق واسع * و حيث يكون الفضل فالرزق ضيق
( ابو اسحاق )