2323 - ناتوانترين
ناتوانترين مردم ، آن است كه از دوستيابى عاجز باشد و ناتوانتر از او آن است كه دوستى كه به دست آورده ، از دست بدهد .
2324 - باب رحمت و معرفت
در كتاب « رجا » از « احياء » مسطور است : « ابراهيم ادهم » گفت : شبى مطاف را خالى از غير يافته ، در ملتزم ايستاده ، گفتم : پروردگارا ! مرا از معصيّت بپرهيز كه تو را نافرمانى نكنم . ناگهم ندايى دررسيد كه : يا ابراهيم ! تو و بندگان مؤمن من ، عصمت از من جوييد ! آيا اگر شما را معصوم كنم ، بر كه بخشم و باب معرفت بر كه گشايم ؟
* « شيخ بهايى » گفته : اين معنى را خيّام گرفته ، درجايىكه گفته :
آباد خرابات ز مِى خوردن ماست * خون دو هزار توبه در گردن ماست
گر من نكنم گناه ، رحمت كه كند * آرايش رحمت از گنه كردن ماست
2325 - با كريمان
تو مگو ! ما را بدان شه بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست « 1 »
( مثنوى مولوى )
2326 - سه انيوبه
حوضى را سه انيوبه هشتهاند ؛ يكى از آن انايب ، در ربع روز و يكى در سدس روز و يكى در سبع روز ، حوض را پر كنند و زير آبى هم دارد كه در ثمن روز ، آن را خالى سازد . آيا كه سه انيوبه به چند وقت آن حوض را مملوّ دارند ؟
طريق دانستن پاسخ : مخرج زير آب را كه هشت است ، در مخرج كسور انايب كه هفده است ، اخراج كنى ، نه باقى است . پس آن حوض در يك روز ، نه بار نوبتى پر شود .
هامش
( 1 ) . ( م )