سفر چهارم : مشتمل بر دوازده سفر است و در آن اسفار ، انذار و تخويف به زلزله و جراد و ظهور ميعاد و محشر و نبوّت يونس عليه السّلام و ابتلاع ماهى او را و نبوّت زكريا عليه السّلام و بشارت ورود خضر عليه السّلام مرقوم است .
مرتبهء چهارم : يازده سفر است .
سفر اوّل : در تاريخ نسب اسباط و غير ايشان .
سفر دوّم : در بحث مزامير داود و پنجاه مزمور كه در ادعيّاتاند .
سفر سوّم در بحث ايّوب عليه السّلام و مباحث كلاميه .
سفر چهارم : آثار حكميه از سليمان عليه السّلام است .
سفر پنجم : اخبار حكّام .
سفر ششم : انشاد عبرانى از بهر سليمان عليه السّلام در مخاطبهء نفس و عقل است .
سفر هفتم : كه مسمّى به جامع الحكمه است ، در بحث و ترغيب سليمان عليه السّلام است به لذايذ عقليّهء باقيه و تحقير لذايذ دنيويّه و تعظيم خداوند تبارك و تعالى و ترس از او
سفر هشتم : به نواح ارميا شناخته مىشود و در آن پنج مقاله برابر حروف معجم است .
سفر نهم : دربارهء حكومت اردشير است .
سفر دهم : تفسير رؤياى دانيال عليه السّلام و نيز در احوال بعث و نشور است .
سفر يازدهم : از عزير است و دربارهء بازگشت قوم از زمين بابل به خانههاى خويش و بناى مجدد آن است .
2276 - عاقبتانديش
خسروى عاقبتانديشى كرد * روى در قبلهء درويشى كرد
با بزرگى كه در آن كشور بود * بر سر اهل صفا سَرور بود
نوبتى چند به هم ، بنشستند * عقد پيرى و مريدى بستند
برد صد تحفهء خدمت برِ پير * هيچ از او پير نشد تحفهپذير
روزى از بالش زين ، مسند ساخت * قاصد صيد سوى صحرا تاخت
باز را ديدهء بينا بگشاد * كله از سر ، گره از پا بگشاد
كرد آن باز رها كرده ز قيد * متعاقب دو سه مرغابى صيد
صيد را از خم فتراك آويخت * جانب پير جنيبت انگيخت