2264 - عقوبت عداوت
هركس عداوت و خصومت با كمتر از خودى كند ، هيبتش نماند و هركس دشمنى با خود برترى كند ، بر وى غالب آيند و كسىكه عداوت با چون خودى كند ، نادم شود .
2265 - عبد اللّه
شخصى مأمون را به اسم خود خوانده ، گفت : يا عبد اللّه . مأمون در غضب رفته ، گفت : كيست كه مرا به اسم خود مىخواند ؟ آن شخص گفت : ما حضرت بارى را به اسم خود خوانيم ، تو خود مأمونى . مأمون فى الفور دامن آمال را از نقود انعام و احسان مالامال نمود .
2266 - يا غفار الذنوب
« محمّد بن عبد الرحيم بن نباتة » گويد : چون « ابو القاسم مغربى » مرد ، مردم به خاطر گناهانى كه از وى به ياد داشتند ، بر او گمانها بردند .
من او را به خواب ديدم و گفتم : مردم در حقّ تو گمانها مىبرند . پس دست من را گرفت و اين دو بيت را انشاء نمود .
قد كان أمن لك فيما مضى * و اليوم أضحى لك أمنان
و العفو لا يحسن عن محسن * و إنّما يحسن عن جاني
* * * ( خداى ) در آنچه گذشت تو را امان عطا كرده بود و اكنون تو را دو امان عطا كرده است . چراكه نيكوكار را عفو فرمودن نيكو نيست ، بلكه عفو بر جانيان نيكوست . ( كنايه از اينكه هم پوشانده و هم عفو مىكند )
2267 - جفر و جامعه
« سيّد شريف » در بحث علم از « شرح مواقف » گفته : « جفر » و « جامعه » دو كتاب از حضرت على بن ابى طالب - كرم اللّه وجهه - مىباشند و به طريق علم حروف ، جميع حوادث را تا انقراض زمان در آنها ذكر كرده . اولاد ايشان ، امامين معروفين ، آنها را دانسته و به آنها حكم كردهاند و در نامهء قبول ولايتعهدى كه « على بن موسى الرضا عليهما السّلام » به مأمون نوشت ، مسطور بود كه : تو حقوق مرا چنانچه آباى تو ندانسته ، دانستى و از تو ولايت عهدى را قبول كردم ، لكن « جفر » و