گشته است و او چنانكه اهل تتبّع آگاهند ، از اين تفسير ، بسيارى را نقل كرده است و خدا بهتر داند .
2223 - گريز آدمى
از كتاب « تحصين و صفات العارفين » : « ابن مسعود » گفته : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، فرموده : زمانى رسد كه دين آدمى را در اختيارش ننهند ، مگر آنكه چون روباه و بچهگانش از كوهى به كوه ديگر و از لانهاى به لانهء ديگر بگريزد . پرسيدند : كى چنين شود ؟ فرمود : زمانىكه روزى را جز به معصيت خداوندى نتوان به دست آورد . آنگاه بىهمسرى رواج يابد . گفتند : اى پيامبر خدا ! مگر تو خود ما را به زناشويى فرمان ندادهاى ؟ گفت : بلى ، امّا در آن روزگار هلاك آدمى به دست پدر و مادرش است و اگر نباشد ، به دست همسر و كودكش و اگر همسر و كودكى وى را نبود ، هلاكش به دست خويشان و همسايگان اوست . گفتند : چگونه اى پيامبر خدا ! ؟ گفت : وى را بر تنگى معيشت سرزنش كنند و به كارهايى كه توانش را ندارد ، آنقدر تكليف كنند كه به هلاكت اندر افتد .
2224 - سختى
للّه در النائبات فإنّها * صدأ اللئام و صيقل الأحرار
* * * چه خوش است سختىها و مشكلات كه براى فرومايگان پاككننده از زنگارها است و براى بزرگان و آزادگان جلادهنده و روشنكننده است .
2225 - پرهيز از بيهودگى
منماى بدين خلق مجازى خود را * مشهور مكن به نكتهسازى خود را
خود مىدانى كه اهل مجلس كورند * اى شمع ! چه هرزه مىگدازى خود را
( سحابى )
2226 - مناظره
با مردم چشم خود خطابت بايد * با كس نه سؤال و نه جوابت بايد
چشمى دارى و عالمى در نظر است * ديگرچه معلم ، چه كتابت بايد ؟
( سحابى )