انها ليست منطبعة اى فى المرآة و الخيال و لا فى غيرهما بل هى صياصى اى ابدان معلقة اى فى عالم المثال ليس لها محل لقيامها بذاتها » ، اشاره بر اين است و گاهى ابدان معلّقه را مظهرى چون آيينه و آب هست ، لكن نه در ميان آنها باشند ، چنانچه اشاره كرديم ، پس صور مرا يار « مرآت مظهر » و صور معلّقه را « خيال مظهر » است .
2220 - پرهيز از دنيا
« كلينى » از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده : تا آن زمانكه از دنيا پرهيز پيشه نكنيد ، شيرينى جرعهء ايمانتان حرام است .
هم او از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده : تا زمانىكه مرد به خورش دنيايى بىاعتنايى نكند ، شيرينى ايمان را در نيابد .
2221 - عفو و تقطير
پيش عفوش ، قلّت تقصير ما ، تقصير ماست * عفو بىاندازه مىخواهد ، گناهِ بىحساب
2222 - يا ذوالجلال و الكرام
در « تفسير نيشابورى » ، در تفسير آيهء كريمهء
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ
« 1 » مذكور است كه مؤلّف كتاب گويد : در عنفوان شباب در واقعه ديدم كه قيامت قيام نموده ، به خاطر آوردم كه اگر حضرت بارى مرا به اين آيه مخاطب دارند ، من نيز جواب چه گويم ؟ ناگهم از جانب حقتعالى الهام دررسيد كه بگو : « غرّنى كرمك يا رب » ؛ خداوندا ! كرم تو مغرورم ساخت . بعد از آنكه بيدار شدم ، در بعضى از تفاسير به عينه اين معنى را يافتم .
* « شيخ طبرسى » در تفسير خود كه ملقّب به « مجمع البيان » است ، بعد از نقل از « ابى بكر ورّاق » گفته ، اگر مرا گويند :
« ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
، گوييم : « غرّنى كرمك » ، گويد : حقتعالى كه فرموده :
« بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ »
و ديگر اسماء و صفات خود را ذكر نكرده ، گوييا جواب را به بنده تلقين فرموده كه بگويد : « غرّنى كرم الكريم انتهى » ، و آشكار است كه مراد فاضل محقّق « نظام الدّين » از تفسيرى كه اشاره كرد ، همين تفسير است . چه تفسير اخير ، پيش از زمان وى تصنيف
هامش
( 1 ) . سورهء الانفطار ، آيهء 6 . ( اى انسان ! چيست كه تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته ؟ )