2164 - مجيب
بر مجيب لازم است كه ملاحظهء حال سائل و آنچه لايق به شأن او باشد ، بكند و وى را به آن چه انحاج مقصود در آن مترتّب باشد ، رهنمون شود و گاهى كه مطلوب موافق حال وى نباشد ، جواب او را به خلاف مقصود گويد ، لكن به نهجى كه وى را نيازارد ، چنانچه كسى را علّت سودا غالب باشد و از طبيب خوردن پنير خواهان شود ، بايد طبيب در جواب بگويد كه آب پنير بياشام و اگر كسى را صفرا بر مزاج مستولى شود و خوردن عسل را خواهش كند ، باز بايد طبيب بگويد :
عسل را با كمى از سركه بياميز و بخور . صاحب « تبيان » گفته : چنانچه در نزد علماى بيان مشهور است ، جواب سؤال اهله در قرآن جارى بر اوّل و جواب سوال نفقه جارى بر ثانى است .
2165 - حماقت و كياست
و كن أكيس الكيسى إذا كنت فيهم * و إن كنت في الحمقى فكن أحمق الحمقى
( ناشناس )
* * * چون ميان زيركان رفتى ، زيركترينشان باش و هرگاه ميان احمقان افتادى ، احمقترينشان .
2166 - ذكر اللّه
در آن اوان كه اعضاى « منصور » را قطع مىكردند ، از قطع هرعضوى مىگفت :
و حرمة الودّ الذي لم يكن * يطمع في إفساده الدهر
ما قدّ لي عضو و لا مفصل * إلّا و فيه لكم ذكر
* * * قسم به احترام آن عشقى كه هيچگاه زمانه نمىتواند آن را فاسد نمايد . هيچ عضو و بندى از بدن من قطع نمىشود ، مگر اينكه در آن براى شما ياد و ذكرى است .
2167 - هدايت
« محقّق تفتازانى » و « سيّد شريف » در حاشيهء « كشّاف » گفتهاند : اگر لفظ هدايت به نفس خود متعدّى شود ، به معنى « ايصال » است . بدانجهت اسناد آن را به حضرت بارى داده در قول