تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨

2164 - مجيب

بر مجيب لازم است كه ملاحظهء حال سائل و آن‌چه لايق به شأن او باشد ، بكند و وى را به آن چه انحاج مقصود در آن مترتّب باشد ، رهنمون شود و گاهى كه مطلوب موافق حال وى نباشد ، جواب او را به خلاف مقصود گويد ، لكن به نهجى كه وى را نيازارد ، چنان‌چه كسى را علّت سودا غالب باشد و از طبيب خوردن پنير خواهان شود ، بايد طبيب در جواب بگويد كه آب پنير بياشام و اگر كسى را صفرا بر مزاج مستولى شود و خوردن عسل را خواهش كند ، باز بايد طبيب بگويد : عسل را با كمى از سركه بياميز و بخور . صاحب « تبيان » گفته : چنان‌چه در نزد علماى بيان مشهور است ، جواب سؤال اهله در قرآن جارى بر اوّل و جواب سوال نفقه جارى بر ثانى است .

2165 - حماقت و كياست

و كن أكيس الكيسى إذا كنت فيهم * و إن كنت في الحمقى فكن أحمق الحمقى
( ناشناس ) * * * چون ميان زيركان رفتى ، زيرك‌ترينشان باش و هرگاه ميان احمقان افتادى ، احمق‌ترينشان .

2166 - ذكر اللّه

در آن اوان كه اعضاى « منصور » را قطع مىكردند ، از قطع هرعضوى مىگفت :
و حرمة الودّ الذي لم يكن * يطمع في إفساده الدهر ما قدّ لي عضو و لا مفصل * إلّا و فيه لكم ذكر
* * * قسم به احترام آن عشقى كه هيچ‌گاه زمانه نمىتواند آن را فاسد نمايد . هيچ عضو و بندى از بدن من قطع نمىشود ، مگر اين‌كه در آن براى شما ياد و ذكرى است .

2167 - هدايت

« محقّق تفتازانى » و « سيّد شريف » در حاشيهء « كشّاف » گفته‌اند : اگر لفظ هدايت به نفس خود متعدّى شود ، به معنى « ايصال » است . بدان‌جهت اسناد آن را به حضرت بارى داده در قول
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 868 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى