تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
فرصت خلل و فساد نداشته باشند . پس اسكندر ، حسب التجويز ارسطو ، مملكت را بر ملوك طوايف تقسيم نمود .

2162 - آزادگى

عش عزيزا أو مت حميدا بخير * لا تضع للسؤال و الذلّ خدّا كم كريم أضاعه الدهر حتّى * أكل الفقر منه لحما و جلدا كلّما زاده الزمان اتّضاعا * زاد في نفسه علوّا و مجدا يستحبّ الفتى بكل سبيل * أن يرى دهره على الفقر جلدا قف تحت أذيال السيوف تنل علا * فالعيش في ظلّ السقوف و بال للّه درّ فتى يعيش ببأسه * لم يغد و هو على النفوس عيال
( ناشناس ) * * * گرامى و بزرگوار زندگى كن يا ستايش شده و ستوده به كارهاى خوب بمير و هيچ‌گاه حاجت از كسى مخواه و ذلّت و خوارى را پشتگاه و قرارگاه خود قرار نده ! چه‌بسيار انسان‌هاى بخشنده و داراى صفات عالى را روزگار گم كرد تا آن كه فقر و تنگدستى پوست و گوشت او را خورد و او را نابود ساخت . و هرچه زمانه بيشتر او را گم كرد ، در نفس و جان او بلندى و عظمت بيشتر ايجاد مىشود . و همواره جوانمرد آزاده دوست دارد به هرشكلى ببيند كه زمانه در فقر و تنگدستى بر او سخت گرفته و به او فشار مىآورد .

2163 - جوانمردى

قف تحت أذيال السيوف تنل علا * فالعيش في ظلّ السقوف و بال للّه درّ فتى يعيش ببأسه * لم يغد و هو على النفوس عيال
( ناشناس ) * * * زير سايه شمشيرها بايست ! تا به بزرگى و آقايى برسى ؛ زيرا زندگى زير سايه سقف‌ها تلخ و ناگوار است . خير و خوشى از آن جوانمردى باشد كه با سختىهايش زندگى مىنمايد و هيچ‌گاه بر جان كسى سنگينى نمىكند .