1351 - تعبّد
« صلاح الدّين صفدى » گفته : هرگاه فقيه از تعلّل حكمى عاجز شود ، مىگويد : تعبّدى است .
چنانكه مالكى در شستن ظرف از ولوغ كلب « 1 » چون سگ را نجس نمىداند ، اگر كسى حديث نبوى صلّى اللّه عليه و إله را كه فرموده : « طهوراناء احدكم ان ولغ الكلب فيه ان يفسله سبعا » را بر ايشان بخواند و علّت اغتسال را سؤال نمايد ، گويند : تعبّدى است و همچنين نحوى نيز كه در تعلّل حكمى عجز به هم رساند ، گويد : « عامل هذا الشىء معنوىّ » و حكما نيز هنگام سؤال در صورت عجز ، علّت مغناطيس را از جذب آهن ، خاصيّت آن مىگويند .
1352 - اقسام جرّ
« جرّ » به سه چيز مىشود : يا به حرف جرّ ، يا به اضافه ، يا به تبعيّت . اين هرسه در بسمله جمع شده ، چنانچه « بسم » به حرف جرّ مجرور و « اللّه » به اضافه و « الرّحمن » به تبعيّت .
1353 - فتحت
« ابن مالك » ، « واو » ثمانيه را در اين آيات بيان نموده : اوّل در آيهء
ثَيِّباتٍ وَ أَبْكاراً
« 2 » و ديگر در آيهء
الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ
« 3 » و در آيهء
وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها
« 4 » چون جنّت هشتاند و جهنّم هفت ، « واو » « و فتحت » را كه ذكر فرموده ، در ذكر بهشت است نه جهنّم .
1354 - فاى تعقيبيه
حكايت كنند : يكى از حكّام به آيهء كريمهء
إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها
« 5 » رسيده ، گفته :
« فاى فتحت » ، « فاى تعقيبيه » است ، دال بر اينكه اهل جهنّم به لب دوزخ كه قدم هشتند ، بدون
هامش
( 1 ) . ولوغ كلب : ظرفى كه سگ از محتواى آن خورده است .
( 2 ) . سورهء تحريم ، آيهء 5 . ( . . . بيوه و دوشيزه ) .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 112 . ( . . . امركنندگان به معروف و نهىكنندگان از منكر . . . ) .
( 4 ) . سورهء زمر ، آيهء 73 . ( و كسانى كه از پروردگارشان پروا داشتند ، گروهگروه به سوى بهشت سوق داده شوند تا چون بدانجا رسند و درهاى آن به رويشان گشوده گردد . . . ) .
( 5 ) . همان .