اوست . چه بسا انسانى كه بدون پدر ( اصل و خانواده ) به رياست مىرسد و با خوبى و زيبايى منش و اخلاق ، چيز كمارزش پنهان مىشود .
1122 - اثر عزلت
لقد رضيت همتى بالخمول * و لم ترض بالرتب العالية
و ما جهلت طيب طعم العلا * و لكنها تؤثر العافية
( ابن وكيع )
* * * نفس من به گوشهگيرى رضايت داده است ، درحالىكه به كسب عناوين و الا رضايت نداد و اين نه از آنرو بود كه طعم برترى را نچشيده بود ، بلكه اثر عافيت را در گوشهنشينى يافت .
1123 - گوشهگيرى
لذّ خمولي و حلي مره * إذ صانني عن كلّ مخلوق
نفسي معشوقي و لي غيرة * تمنعني من بذل معشوقي
( ناشناس )
* * * همانا گوشهگيرى بر من لذيذ شده است و تلخيش بدل به شيرينى شده است .
زيرا مرا از هر مخلوق و آفريده در امان مىدارد . جان من معشوق من است و غيرتى دارم كه از بخشش اين معشوق مرا باز مىدارد .
1124 - خواهش نفس
تنازعنى النفس أعلى الأمور * و ليست من العجز لا أنشط
و لكن لان به قدر المكان * يكون سلامة من يسقط
( ناشناس )
* * * نفس ، از من كارهاى بسيار بلند و بزرگى را مىخواهد و از تنبلى و سستى نيست كه حركت و نشاط ندارم بلكه به اندازه ارتفاع انسان در افتادن به سلامت بيشتر نزديك است .