1097 - اعرابى
از شاعرى كه گمان مىرود « ابن نباته » باشد :
هويت اعرابية ريقها * عذب ولى منها عذاب مذاب
راسي بها شيبان و الطرف من * نبهان و العذل فيها كلاب
* * * عاشق اعرابيهاى شدهام كه كامى شيرين دارد و سهم من از آن عذابى تلخ بيش نيست . سر من از غصّه او پير شده است ( شيبان ، نام قبيله اوست كه به معنى پيرى نيز مىآيد ) و چشمانم هميشه بيدار است ( نبهان ، نام قبيلهاى ديگر است كه با شيبان همقسم است ) و سرزنشگران و حسودان من سگان هستند . ( كلاب دشمن آن دو قبيله است . )
1098 - در وصف قهوه
أنا المعشوقة السمرا * و أجلى في الفناجين
و عود الهند لي عطر * و ذكري شاع في الصين
( ماميه روميه )
* * * من آن معشوقهء سياه هستم و در فنجانها هميشه رخ مىنمايم . عطر من عود هندى مىباشد و آوازه من در چين مشهور است .
1099 - دعاگوى
قلبي إلى ما ضرني داعي * يكثر اعلالي و اوجاعي
كيف احتراسي من عدوي إذا * كان عدوي بين اضلاعي
( عبّاس بن احنف )
* * * هميشه جان من ، براى كسى كه به من ضرر مىرساند ، دعا مىكند درحالىكه مريضىهاى مرا زياد مىنمايد ؛ چه چاره از اين دشمن دارم كه در ميان قفسهء سينهام قرار دارد .
1100 - درد عشق
أيذهب عمري هكذا لم أنل به * مجالس يشفي قرح قلبي من الوجد