43 - مذمّت سخنچينى
يكى از علما به ديدن عابدى رفت و از روى مذمّت ، بعضى از كردار آشنايان او را با وى در ميان گذاشت . عابد گفت : هرچند به ملاقات من آمدى ، دلم را به سه زخم مجروح ساختى . يكى اينكه برادر دينى مرا مبغوض من گردانيدى . دوم اينكه دل فارغ مرا ، به درد و غم قرين ساختى . سوم اين كه خود را متّهم به كذب نمودى .
44 - ايمان واقعى
« عبيد يا عبد اللّه بن زراره » از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرموده است : خداى تبارك و تعالى در دل هر مؤمنى آرامشى بواسطه ايمان به غايتى قرار داده كه حتى اگر كوهى بر وى فرود آيد ، متوحّش نمىشود . « 1 »
45 - كليد لقاى پروردگار
وحى الهى ، بر يكى از انبيا چنين نازل شد : اگر در فضاى قدس ، تمنّاى لقاى مرا داشته باشيد ؛ تا در دنيا ، غريب و تنها و متوحّش ، مثل مرغى كه در صحراى بىآب و گياه ، طيران نموده و به ميوهء سر شاخ درختان قناعت مىنمايد و به شب در آشيانهء خود ، به جز من با كسى مؤانست نمىگيرد و از ابناى جنس خود و مردمان متوحش است ، رفتار و معاش نكنيد ، به فيض لقاى من ، مستفيض نخواهيد شد .
46 - سرانجام ظالم
در تورات است : هر ظالمى كه به زيردست خود ظلم كند ، به واسطهء آن ، خانهخراب خواهد شد و در قرآن مجيد نيز ، به همين مضمون وارد شده است :
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
؛ « 2 » « اين خانههاى ايشان است خراب شده ، به سبب ظلمى كه كردهاند » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 64 ، ص 148 .
( 2 ) . سورهء نمل ، آيهء 52 .