زوال بعد و حصول قرب ، به درگاه قادر بىمانند خواهد شد ؛ والّا ، اگر خواسته باشد ، چيزى غير از آنكه بدان تعلّق خاطر دارد ، به اضعاف مضاعف انفاق نمايد ، در دار القرب رضاى الهى سكّهء قبول نيافته ، باز به ابقاى همان چيز ، محجوب و مطرود مىشود و صورت برّ در آيينهء تمنّا ، نقشپذير شهود ، نخواهد بود . زيرا خداوند عالم به امساك وى از آن مال و رجحان دادن رضاى خود بر رضاى الهى ، عالم و داناست » .
31 - در فوايد عزلت
صاحب « احيا » « 1 » دربارهء عزلت و فوايد آن گويد : فايدهء ششم عزلت ، اين است كه از ديدار سنگيندلان و احمقان كه مضعف قوهء باصره و جاذبهء محبّت مردم و اخلاق ايشان و محنت وافرهاى است ، خلاصى مىيابى . چراكه رؤيت سنگيندل ، خود كورى كوچك است .
به اعمش گفتند : از چه رو چشمت نابينا گشت ؟ در جواب گفت : چشم از ديدار سنگيندلان كم سو گشت .
32 - ابو حنيفه و اعمش
همچنين حكايت مىكنند : روزى ابو حنيفه به خدمت اعمش رفته ، از او پرسيد : در حديث است كه خداى تبارك و تعالى ، اگر كريمهاى را از كسى سلب كند ، عوض بهترى به وى مىدهد .
خداوند در عوض سلب كريمهء تو ( نور چشمانت ) چه چيز بهترى را به تو كرامت نموده است ؟
اعمش از روى شوخى و مطايبه گفت : باز داشتن از رؤيت چون تو كه از سنگيندلانى ؛ و چه نيك سروده است :
أنست بوحدتى و لزمت بيتي * فطاب الانس لي وصفى السرور
و أدّبني الزمان فلا أبالي * بأنّي لا أزار و لا أزور
و لست بسائل ما عشت يوما * أسار الجند أم ركب الأمير
* * * به تنهايى انس گرفته و در گوشه خانهء خود به شادمانى زيست مىكنم چرا كه روزگار به من آموخته است كه نه به ديدار كسى روم و نه كسى را به ديدار پذيرا گردم و نيز تا زنده باشم سؤال نخواهم كرد كه چه لشكرى گذشت و چه
هامش
( 1 ) . احياء العلوم الدّين اثر غزالى .