تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
* * * از او درخواست ده بوسه بر گونه‌اش كردم و آن‌كه هرچه بيش از آن بشود به حساب آيد . پس چون دست در گردن هم آورديم و او را بوسيدم ، در محاسبه اشتباه كردم و تعداد از دستم دررفت .

970 - مناظره !

غمرته بناظري و لم افه بكلمة * أجابني حاجبه لكن بنون العظمة
( ناشناس ) * * * نگاهى به او كردم و كلامى با او سخن نگفتم ، پس با ابروان خود از روى تكبّر با من سخن گفت .

971 - در نكوهش نفس

أيها النفس الشريفة * إنما دنياك جيفة و عقول الناس في * رغبتهم فيها سخيفة آه ما أسعد من كأ * رته فيها خفيفة أيها المذنب ماتر * فق بالنفس الضعيفة أيها العاقل ما * تبصر عنوان الصحيفة أيها المسرف كسرت * أبازير الوظيفة أيها المغرور لا * تفرح بتوسيع القطيفة كيف لا تهتم بالعدة * و الطرق مخوفة حصل الزاد و الا * ليس بعد اليوم كوفة
( بهاء زهير ) * * * اى نفس شريف ! دنيا لاشه‌اى بيش نيست ؛ و عقل‌هاى مردم در رغبت به آن كوتاه‌فكر است . آه ! خوشا آن‌كه بارش از دنيا كمتر است . اى گناهكار ! چرا به نفس ضعيف ارفاق نمىكنى و اى خردمند ! چرا بر عنوان صحيفهء اعمال خويش نمىنگرى ؟ و اى اسراف‌كار ، ابزار وظيفه‌ات را درهم شكستى . اى مغرور ! به دست يازيدن به اعمال خويش مغرور مباش ، چگونه به فكر وسايل سفر نيستى ؛