تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
* * * نيكورويى كه از خورشيد ، چيزى فرانگرفته است ، مگر دورى مسكن و بعد دسترسى به آن را ؛ ملامتش مىكنم و ملامت من را به گوش نمىگيرد و راضى مىشوم و رضايت مرا به چيزى نمىانگارد .

953 - شيرينى توبه

خدا ، گوينده‌اش را خير دهاد !
ألذ من التلذذ بالغواني * إذا اقبلن في حلل حسان منيب فرمن اهل و مال * يسيح من مكان إلى مكان ليحمل ذكره و يعيش فردا * و يأخذ في العبادة في أمان تلذذه التلاوة أين ولى * و ذكر بالفؤاد و باللسان
( ناشناس ) * * * لذّت‌بخش‌تر از لذّت بردن از زنان خواننده ، گاهى كه در زيب و زينت جلوه كنند ، لذّت توبه‌كننده‌اى است كه از اهل و مال خويش گريخته ، از مكانى به مكانى آواره است ، تا گاهى كه فراموشش كنند و به تنهايى زندگى كند و در امنيت به عبادت پردازد ، در هر كجا كه خواهد رو كند ، به تلاوت و عبادت پردازد و به دهان و زبان ذكر گويد .

954 - زيركى در دورى از دنيا

إن للّه عبادا فطنا * طلقوا الدنيا و خافوا الفتنا نظروا فيها فلمّا علموا * أنها ليست لحى وطنا جعلوها لجة و اتّخذوا * صالح الأعمال فيها سفنا
( شافعى ) * * * همانا خداى را بندگانى زيرك است كه دنيا را طلاق دادند و از فتنه‌هاى آن هراسيدند ، در دنيا نگريستند و دانستند كه براى انسان زنده جايگاه نمىشود ، پس آن را دريايى فرض كردند و اعمال صالح خويش را كشتى گذر از اين دريا قرار دادند .