947 - خير عاجل
كن عن همومك معرضا * و كلّ الامور إلى القضا
و أبشر بخير عاجل * تنسى به ما قد مضى
فلربّ أمر مسخط * لك في عواقبه رضا
و لربّما اتسع المضيق * و ربّما ضاق الفضا
اللّه يفعل ما يشاء * فلا تكن متعرضا
اللّه عودك الجميل * فقس على ما قد مضى
( ناشناس )
* * * از غمها بر كنار باش و امر خويش را به قضا واگذار . تو را به خيرى عاجل كه بدان گذشته را فراموش كنى ، بشارت باد ! همانا خداى را امورى است كه در آن بر تو خشم مىگيرد ، ليكن پايان آن رضايت و خشنودى توست . چه بسا كه گاهى تنگنا را فرجى و گشايشى حاصل مىشود و چه بسا كه گاهى فضا تنگ مىگردد . خداوند هرچه مىخواهد ، انجام مىدهد ، پس بر آن اعتراض روا مدار ، خداوند تو را به زيبايى خواهد رساند ، پس آن را با گذشتهء خويش قياس كن .
948 - صبورى و خوددارى
صبرت على ما لو تحمل بعضه * جبال شراة أصبحت تتصدع
ملكت دموع العين حتى رددتها * إلى باطنى فالعين في القلب تدمع
( ناشناس )
* * * چنان صبر ورزيدم كه اگر مقدارى از تحمل من را كوههاى عظيم داشتند ، از هم مىگسليدند و اشكهاى چشمم را نگاه داشتم و آنها را به درون برگرداندم ، پس چشمم در قلبم گريست .
949 - شكر نعمت
إذا كان شكري نعمة اللّه نعمة * على و في أمثالها يجب الشكر
فكيف بلوغ الشكر الا بفضله * و إن طالت الأيام و اتّصل العمر
( ناشناس )