* * * اگر شكر نعمت خدا خود نعمتى است ، پس بر من و امثال من شكر آن واجب است ، پس چگونه حق شكر خدا را ادا كنيم مگر به فضل خدا ، گرچه روزها طولانى شود و عمرها به هم متصل گردد .
و نيز اين گفتار از ديگرى را همان معنى است :
شكر الاله نعمة موجبة لشكره * فكيف شكري بره و شكره من بره
( ناشناس )
* * * سپاس خداوند ، خود نعمتى است كه شكر آن واجب است ؛ پس چگونه شكر نيكى او و شكر شكر نيكى او را به جا بياورم ؟
950 - رضايت حضرت حق
از « رابعه عدويه » پرسيدند : كى حضرت حق جل و علا از بندهء خود راضى مىشود ؟ در جواب گفت : آن وقت راضى مىشود كه سرورى كه در نعمتش دارد ، در مصائبش هم داشته باشد . روزى ديگر از او پرسيدند : شوق تو به بهشت تا چه مرتبه است ؟ در جواب گفت : « الجار قبل الدار » ؛ همسايه پيشتر از خانه است ؛ يعنى ، شوقم به جانب حق تعالى بيشتر از بهشت است . هم او راست :
آنچه از عباداتم كه آشكار بوده است را به حساب نمىآورم .
951 - اهانت دنيا
عابدى گفته : هان اى مردمان ! دنيا را با چشم اهانت نگاه كنيد ! زيرا چندانكه بر شما گواراتر باشد ، بر شما استهزاء بيشتر كند . « 1 »
952 - دريغ از گوش شنوا !
خدا ، گويندهاش را خير دهاد :
و حسناء لم تأخذ من الشمس شيمة * سوى قرب مسراها و بعد منالها
ألوم و لم يقرع ملامي سمعها * و أرضى و لم يخطر رضائى ببالها
( ناشناس )
هامش
( 1 ) . مجموعه ورام ، ج 1 ، ص 75 .