810 - در مذمّت بخل
شاعر قومى را مذمت نموده و ايشان را به بخل چنين توصيف نموده است :
ربّ أضياف بقوم نزلوا * فقروا أضيافهم لحما و حر
و سقوهم في إناء كلع * لبنا من دم مخراط فئر « 1 »
( ناشناس )
* * * چه بسا مهمانانى كه بر قومى وارد شدند و از ايشان با گوشت خام و نيز در كاسهاى چركين كه موش از آن مىآشاميد و با شير آلوده به خون ناقهاى مريض پذيرايى شد .
811 - اسب نيكو
در حديث آمده : بهترين اسب آن است كه سياه بود با لب بالا و بينى و ساق سفيد با اندكى سپيدى در پيشانى ؛ بدان شرط كه دست راستش فاقد سپيدى باشد و اگر اسب سياهى بدانگونه يافت نشود ، سرخ مايل به سياه ، با همان صفات نيكوست . « 2 »
812 - بزرگترين گناه
امير مؤمنان عليه السّلام راست : جهل آدمى به عيوب خويش ، بزرگترين گناه وى است . « 3 »
813 - عاقبت نياز و انعام
هم از ايشان است : به هركس كه خواهى نيازمند شوى ، بردهء او خواهى شد . هركسى را كه خواهى از او خود را بىنياز سازى ، همانندش خواهى بود . به هركه خواهى انعام كنى ، فرمانرواى او خواهى شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . « مخراط » : ناقهاى را گويند كه مريض باشد و شير آن بريده و در آن خون باشد . « فئر » : آنچه كه موش از آن نوشيده باشد .
( 2 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 476 با كمى تغيير .
( 3 ) . كنز الفوائد ، ج 1 ، ص 279 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 194 .