744 - از سوانح سفر حجاز
از كتان و بيزارم * باز ميل قلندرى دارم
تكيه بر خوابگا ؟ ؟ ؟ بس است * بر تنم نقش بوريا هوس است
دلم از قيل و قال ، گشته ملول * اى خوشا خرقه ! و خوشا كشكول !
گر نباشد اطاق و فرش حرير * كنج مسجد خوش است و كهنه حصير
ور مُزَعفَر مرا رود از ياد * سرِ نان جوين سلامت باد
لَوحشَ اللّه ز سينه جوشىها ! * ياد ايّام خرقهپوشىها
كى بود ؟ كى ؟ كه باز گردم فرد * با دلِ ريش و سينهء پردرد
دامن افشانده زين سراى مجاز * فارغ از فكرهاى دور و دراز
نخوت جاه را ز سر فكنم * كُندهء حرص را ز پا شكنم
باز گيرم شهنشهى از سر * وز كلاه نمد كنم افسر
شود آن پوست تخته ، تختم باز * گردد از خواب چشم بختم باز
خاك بر فرقِ اعتبار كنم * خنده بر وضع روزگار كنم
( شيخ بهايى )
745 - طمع صبر
سَرِ انصاف تو گرديم ! كه با اين همه حسن * از دل ما طمع صبر و سكون داشتهاى
( عرفى شيرازى )
746 - تفسيرى از بيضاوى
« فاضل بيضاوى » در سورهء هود « 1 » در تفسير قول خداوند
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
« 2 » فرموده كه فعل « يبلو » معلّق است از عمل و در سورهء ملك « 3 » خلاف اين را گفته و در تفسير سورهء
هامش
( 1 ) . انوار التنزيل و اسرار التأويل ، ج 3 ، ص 128 .
( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 7 ، ( تا بيازمايد كه كدام يك از شما نيكوكارتر است ) و نيز سورهء ملك ، آيهء 2 ، ( تا شما را بيازمايد كه كدامتان به عمل نيكوتر است ) .
( 3 ) . انوار التنزيل و اسرار التأويل ، ج 5 ، ص 228 .