تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
قوسى را وتر است كه آن هم نه جزء باشد . پس قاعدهء قطعه با قوس مساوى مىباشد . بهايى گفته : ما را در ابطال جزء و جزء نهم لطيفى است كه در لغز « زبدة الاصول » ذكر نموده‌ايم .

748 - كمال عقل

افلاطون : عقل آدمى كمال نيابد مگر آن‌گاه كه او را مجنون خوانند و او ناخشنود نگردد .

749 - همنشين با نور

زين سخن‌هاى چو در شاهوار * اندكى گر گويمت معذور دار ! كز درونم صد حريف خوش نفس * دست بر لب مىزند ، يعنى كه : بس ! اندك‌اندك خوى كن با نور روز * ورنه ، چون خفاش مانى بىفروز
( مثنوى معنوى ) « 1 »

750 - كاسه درويشان

در دايرهء فلك ، درست‌انديشان * ديدند شكسته كاسهء درويشان يعنى كه : نباشد از شكستى خالى * ور خود به فلك رسيده باشد ايشان
( مولانا داعى شيرازى )

751 - ياد حق

تو را اين پند بس در هردو عالم * كه برنايد ز جانت بىخدا دم ز حق بايد كه چندان ياد آرى * كه گم گردى گر از يادش گذارى
( ناشناس )

752 - سرگردانى

گر تو را دانش و گر نادانى است * آخر كارِ تو سرگردانى است
( عطار نيشابورى )
هامش
( 1 ) . مثنوى مولوى - دفتر چهارم - ص 378 ( م ) .