و در راه خدا جهاد كند و در عينحال با ايشان آميزد .
738 - اهل دل
اى خواجه ! به كوى اهل دل منزل كن ! * وز پهلوى اهل دل ، دلى حاصل كن !
خواهى بينى جمال معشوق ازل * آئينهء تو دل است ، رو در دل كن !
( ناشناس )
739 - غفلت
« شيخ بهايى » در « سوانح » گفته : غفلت دل از جناب حق تعالى و ياد او ، اگرچه لحظهاى از لحظات و لمحهاى از لمحات باشد ، از بزرگترين عيوب و گناهان است ؛ چنانكه صاحبدلان غافل از حق را در لحظهاى غفلت ، در زمرهء كفّار شمردهاند .
چنانچه « عطّار » مىگويد :
هر آن ، كو غافل از حق يك زمان است * در آن دم كافر است ، امّا ، نهان است
اگر آن غافلى پيوسته بودى * دَرِ اسلام بَر وِى بسته بودى
و چنانكه عوام ، مجازات بدىهايشان را مىبينند ، خواص هم بر غفلتهايشان مجازات خواهند شد . پس اگر خواهى در سلك اهل كمال مسلك شوى ، در همه حال از اختلاط با اهل غفلت اجتناب كن !
740 - در خورد پيل
كم نشين با قوم ازرق پيرهن * يا بكش بر خانمان انگشت نيل
يا مكن با فيلبانان دوستى * يا بنا كن خانهاى در خورد پيل
( سعدى شيرازى )
741 - مفتوح بىمفتاح
اى مسكين ! از آن جهت پرده بر تو مرتفع نمىشود كه ، عزم تو ضعيف و نيّت و قصدت متزلزل است . اگر عزم را قوى مىداشتى و به نيّت ثابتقدم مىشدى ، بىشك چنانچه يوسف را بدون مفتاح ، فتح باب ميسّر شد ، تو را نيز باب مقصود بىمفتاح ، مفتوح مىبود . پس عزم را جزم دار و از