734 - همّت
خوش آنكه شراب همّتم مست كند * آوازهء اميد مرا پست كند
گر دست زنم به كام ، در دست دگر * شمشير دهم ، كه قطع آن دست كند
( عرفى شيرازى )
735 - آفت تأخير
مكن در كارها زنهار تأخير ! * كه در تأخير ، آفتهاست جانسوز
به فردا افكنى امروز كارت * ز كندىهاى طبع حيلت آموز
قياس امروز گير از حالِ فردا * كه هست امروز تو ، فرداى ديروز
( عرفى شيرازى )
736 - عمارت آخرت
روايت است : يكى از ملوك بنى اسراييل عمارتى را در نهايت وسعت و زيب و زيور احداث و اهالى بلد و اصحاب دانش را به عيب و قصور آن برگماشت تا اگر نقصى در آن مشاهده نمايند به معرض عرض درآورند . ايشان نيز بديده و عيبى نيافتند به جز سه نفر زاهد عابد كه گفتند : به دو عيب معيوب است ؛ يكى اينكه از نهيب سيل و زينهار حوادث ، نقش عالىاش خرابى خواهد پذيرفت ، دوم نيز بانى آن ، از اين جهان رخت نيستى به جهان جاودان خواهد كشيد . ملك گفت :
آيا عمارتى هست كه از اين دو عيب مبرّا باشد ؟ در جواب گفتند : عمارت آخرت . ملك از اين سخن متأثّر شده ، دست از مملكت و مايملك برداشته ، با آن زاهدان عابد ، متعبّد شده ، به عبادت حق سبحانه و تعالى مشغول گرديد . بعد از مدّتى كه از نزد ايشان دورى و مهاجرت كرد ، از او استسفار نمودند كه ترك صحبت ما از چه رهگذر است ؟ آيا به سبب ناپسندى از ماست ؟ گفت :
نه ، ولى چون شما از روى شناسايى مرا كه مغاير و منافى طبيعت بود ، تعظيم مىكنيد ، بدان جهت دست از مجالست و مصاحبت شما برداشته ، مصاحبت ديگرى اختيار مىكنم كه معروف وى نباشم .
737 - آميزش با شاهان
زاهدى را دربارهء آميزش با شاهان و وزيران پرسيدند ، گفت : آن كس كه با ايشان نياميزد و به نامهء اعمال خويش نيفزايد ، نزد ما نيكتر از آن است كه شب نخسبيده و روزه بدارد ، حج گذارده