زيركى مىنگرند و هر مصيبتى را كه به دين ايشان وارد شود ، احساس نمىكنند .
712 - در بحر جنب
بسم اللّه الرحمن الرحيم
« الحمد للّه على جزيل آلائه و أصلى على أشرف أوليائه و انبيائه » « 1 » و بعد اين شكسته بستهء چند است در بحر جنب كه در ميان عرب مشهور و معروف است و در ما بين شعراى عجم ، غير مألوف به خاطر فاتر أفقر فقراء باب اللّه ، « بهاء الدين محمّد عاملى » رسيده ، نفحهاى از نفحات جنون بر صفحات حقايق مشحون او وزيده ، رجاى واثق است كه اهل استعداد كفاهم اللّه شر الاضداد ! دامن عفو بر آن پوشند و در اصلاح معايب آن كوشند و « اجرهم على اللّه و لا قوة الا باللّه » .
اى مركز دايرهء امكان * وى زبدهء عالم كون و مكان
تو ، شاه جواهرِ ناسوتى * خورشيد مظاهر لاهوتى
تا كى ز علايق جسمانى ؟ * در چاه طبيعتِ تن مانى ؟
صد ملك ز بهر تو چشم به راه * اى يوسف مصر ! برآ از چاه !
تا والى مصر وجود شوى * سلطان سرير شهود شوى
در روز الست بلى گفتى * و امروز به بستر « لا » خفتى
ز معارف عالم عقلى دور * به زخارف عالم حس مغرور
از موطن اصل نيارى ياد * پيوسته به لهو و لعب دل شاد
نه اشك روان ، نه رخ زردى * اللّه اللّه ! تو چه بىدردى ؟ !
يك دم به خودآ ! و ببين چه كسى ؟ * به چه بسته دلى ؟ ! به كه هم نفسى ؟ !
زين خواب گران ، بردار سرى * مىپرس ز عالمِ دل ، خبرى
زين رنج عظيم ، خلاصى جو ! * دستى به دعا بردار و بگو :
يا رب ! يا رب ! به كريمىِ تو * به صفات كمالِ رحيمىِ تو
يا رب ! به نبىّ و وصىّ و بتول * يا رب ! يا رب ! به دو سبطِ رسول
يا رب ! به عبادتِ زَينِ عباد * به زهادتِ باقر علم رشاد
هامش
( 1 ) . خداوند را سپاس بر نعمتهاى فراوانش ! و درود مىگويم بر شريفترين مقرّبان درگاه و پيامبرانش .