650 - مقيم خانهء خود
أنعم عيشا بعد ما حل عارضي * طلايع شيب ليس يغني خضابها
ايا بومة قد عششت فوق هامتي * على الرغم مني حين طار غرابها
رأيت خراب العمر مني فزرتني * و مأواك من كل الديار خرابها
إذا اصفر لون المرء و أبيض رأسه * تنغص من ايامه مستطابها
فدع عنك فضلات الامور فانها * حرام على نفس التقي ارتكابها
و ما هي الا جيفة مستحيلة * عليها كلاب همهن اجتذابها
فان تجتنبها كنت سلما لاهلها * و ان تجتذ بها نازعتك كلابها
فطوبى لنفس أو طنت قعر دارها * مغلقة الابواب مرخى حجابها
( امير مؤمنان عليه السّلام )
* * * آيا عيش نيكوست پس از آنكه گونهء من را پيش قراولان سپاه پيرى فرا گرفتهاند كه با خضاب نيز رفتنى نيستند ؟ اى جغد شوم ! بر سر من لانه ساختهاى ، چرا كه كلاغ سياه آن پرواز كرده است . عمر من را ويرانه يافتى از آن رو به ديدار من آمدهاى ، چراكه تو را سراى ، فقط ويرانههاست . هرگاه كه رنگ چهرهء مرد به زردى گراييد و موى سر به سفيدى ، زندگانى نيك او به كدورت خواهد گراييد . پس خويش را از امور زياده برحذر دار كه بر نفس پرهيزكار ارتكاب آنها حرام است . آن امور به جز مردارى كريه نيست كه سگانى در آن به كشمكش مشغولند . پس اگر از آن اجتناب كردى از ايشان در سلامتى و اگر به آن كشيده شدى ، سگان آن به تو حمله خواهند كرد . پس خوشا نفسى كه مقيم انتهاى خانهء خود ، درها را بسته و پردهها را نيز آويخته باشد . « 1 »
651 - كلام بزرگان
- اگر در دنيا عالمى زاهد نباشد ، اين از عقوبت اهل زمانه است .
- هركس كه تدارك مرگ خود بكند و آماده و مستعدّ آن نباشد ، اگرچه سالى را در بستر باشد ، مرگ او ، مرگ مفاجات و ناگهانى است .
- كسى كه در اين روزگار ، در جستجوى دانشمندى باشد كه به علم خويش عمل مىكند ، هميشه
هامش
( 1 ) . ديوان امام على عليه السّلام ، ص 83 .